خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره)

درخواست تلفنی کمال خرازی از آیت الله هاشمی

کد خبر: ۱۷۸۲۹۹
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۷

صدای ایران - خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی(ره) در روز 23 بهمن
 
تذکر حاج احمد آقا درباره جامعه مدرسین قم / در ملاقات هاشمی و موسوی با آیت‌الله خامنه‌ای چه گذشت؟

سال 1360

پس‌ از نماز صبح‌، مقداری‌ پیاده‌ روی‌ در حیاط کردم‌ و قدری‌ مطالعه‌. ساعت‌ده‌ صبح‌ دردفتر آقای‌ رئیس‌ جمهوری‌، جلسه‌ای‌ با حضور نخست‌ وزیر و وزیرخارجه‌ داشتم‌. دکتر ولایتی‌در آستانه‌ مسافرت‌ به‌ الجزایر و لیبی‌، مایل‌ بود، درباره‌ سیاست‌ مذاکرات‌ مشورت‌ نماید. تصمیماتی‌ در کیفیت‌ برخورد، راجع‌ به‌ مسائل‌ جنگ‌ و نفت‌ گرفتیم‌. قرار شد اگر بتواند وامی‌ ازلیبی‌ بگیرد.

ساعت‌ یازده‌ ونیم‌، برای‌ اقامه‌ نماز جمعه‌ به‌ دانشگاه‌ رفتم‌. راجع‌ به‌دست‌آوردهای‌ انقلاب‌و اعلان‌ اردن‌ در خصوص‌ اعزام‌ داوطلب‌ به‌ حمایت‌ عراق‌، صحبت‌ کردم. عصر در منزل‌ بودم‌. مطالعه‌ می‌کردم‌ و استراحت‌. فاطی‌ درمنزل‌ جدیدش‌، دوستان‌ خود را به‌ شام‌ دعوت‌ کرده‌ بود، حدود شصت‌ نفر. عفت‌ سرگرم‌ تهیه‌ شام‌ و وسائل‌ پذیرائی‌ بود.

اول‌ شب‌، احمد آقا آمد و راجع‌ به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ و روحانیت‌ و جامعه ‌مدرسین‌ و رهبری‌ بعد از امام‌، تذکرات‌ مفیدی‌ داد. افرادی‌ را اسم‌ برد و گفت‌،اینها اگر بتوانند، مانع‌ رهبری‌ آقای‌ [حسینعلی‌] منتظری‌ می‌شوند. در مورد مدیریت‌ ارتش‌ هم‌ توصیه‌های‌ خوبی‌ داشت‌. شام‌ را با من‌ صرف‌ کرد.

آقای‌ [محسن‌] رضائی‌ از اهواز تلفن‌ کرد و پیشنهاد کرد، من‌ سری‌ به‌ جبهه‌ها بزنم‌. حادثه‌مهمی‌ نداشتیم‌. عراق‌ در جنوب‌ نیسان‌ حمله‌ای‌ کرده‌ که‌ سرکوب‌شده‌. مرکزیت‌ پیکار کشف‌ وعده‌ای‌ از رهبران‌ گروهک‌ محارب‌ دستگیرشده‌اند.

گلایه صیاد شیرازی از سپاه به هاشمی /می خواهند سپاه بجای ارتش هم تصمیم بگیرد!"
 
سال 1361

آقایان‌ [محسن‌] رفیق‌ دوست‌ و [فضل‌ الله‌] محلاتی‌ از جبهه‌ آمده‌ بودند و گزارشی‌ مفصل‌آوردند.

شب‌ در دفتر امام‌ با حضور فرماندهان‌ سپاه‌ ونیروی‌ زمینی‌ و رئیس‌ جمهور و آقای‌ [موسوی‌]اردبیلی‌ جلسه‌ داشتیم‌. گزارش‌ کامل‌ جبهه‌ را دادند. دو حمله‌ کرده‌ایم‌، موفق‌ نبوده‌. در آمار شهدا واسرای مان‌ اختلاف‌ داشتند. به‌ نظر می‌رسد حملات‌ خوب‌ فرماندهی‌ نشده‌. آقای‌ صیاد[شیرازی‌] از سپاه‌ گله‌ داشت‌. اثر بدی‌ روی‌ ارتشی‌ها گذاشته‌، چون‌ تعداد نیروهای‌ سپاه‌ با حضور مردم‌ از طریق ‌بسیج‌ خیلی‌ بیشتر از ارتش‌ شده‌ و سپاه‌ می‌خواهد تصمیم‌ گیرنده‌ اصلی‌ باشد. [سپاه‌] مدعی‌ است‌ هفت‌ برابر نیروهای‌ ارتش‌، نیرو در جبهه‌ دارد. برای‌ آینده‌ برنامه‌ روشنی‌ نداشتند. در چند موردبحث‌ شد. قرار شد بروند جبهه‌، مشورت‌ کنند و اطلاع‌ دهند. شام‌ را مهمان‌ احمد آقا بودیم‌. آخرشب‌ به‌ خانه‌ آمدم‌.

توصیه هاشمی به متکی قبل از سفر هند /ابراز وفاداری بارزانی ها در ملاقات با هاشمی
 
سال 1362

به‌ جلسه‌ علنی‌ رفتم‌. قبل‌ از دستور، درباره‌ مقابله‌ به‌ مثل‌ در زدن‌ شهرهای‌ عراق‌ صحبت‌ کردم. لحظه‌ صحبت‌ من‌ مصادف‌ بود با آغاز شروع‌ گلوله‌ باران‌ سه‌ شهر بصره‌، مندلی‌ و خانقین‌ که‌ بااخطارهای‌ قبلی‌ از ساعت‌ هفت‌ صبح‌ امروز شروع‌ شد. اکثریت‌ نمایندگان‌ در تأیید این‌ تلافی‌،بیانیه‌ای‌ امضا کردند. مقابله‌ به‌ مثل‌ در مردم‌ شور عظیمی‌ برپا کرده‌ است‌. مردم‌ از اینکه‌ ما در گذشته‌، مقابله‌ به‌ مثل‌ نمی‌کردیم‌، ناراحت‌ بودند، ولی‌ چون‌ تصمیم‌ امام‌ بود، اعتراضی‌ نمی‌ کردند. ظهر در دفترم‌، مطابق‌ معمول‌ چند ملاقات‌ داشتم‌. آقای‌ مطهری‌ امام‌ جمعه‌ ساوه‌ آمد وهدیه‌هایی‌ برای‌ جنگ‌ و کتابهای‌ خودش‌ را برای‌ من‌ آورد و از حرکت ها و برخوردهای‌ آقای‌ موحدی‌ ساوجی‌ نماینده‌ مجلس‌ شکایت‌ داشت‌.

[آقای‌ علی‌ بابا بابایی‌] نماینده‌ اسفراین‌ هم‌ آمد واز مخالفت‌ آقای‌ [واعظ] طبسی‌ و حزب‌ [جمهوری‌ اسلامی‌ مشهد] با امام‌ جمعه‌ اسفراین‌ به‌ اتهام‌ هواداری‌ از آقای‌ [آیت‌الله‌ حاج‌ سید ابوالقاسم‌] خویی، گله‌ داشت‌. آقای‌ شریفی‌ ـ هم‌ مباحثه‌ دوران‌ تحصیلم‌ ـ آمد و از مدیریت‌ کارخانه‌ چوکا انتقاد داشت‌. آقایان‌[سید رضا] زواره‌ای‌ و [منوچهر] متکی‌ که‌ عازم‌ کنفرانس‌ کنترل‌ موالید در هند بودند، آمدند و درباره‌مطالبی‌ که‌ در آن‌ کنفرانس‌ باید مطرح‌ کنند و موضع‌ اسلامی‌ ما مشورت‌ کردند؛ نظراتی‌ دادم‌.

عصر در جلسه‌ شورای‌ مرکزی‌ حزب‌ [جمهوری‌ اسلامی‌] شرکت‌ کردم‌. بحث‌ در مورد کیفیت ‌برخورد با انتخابات‌ بعد از نهی‌ امام‌ از کاندیدا کردن‌ سراسری‌ و حوزه‌ای‌ برای‌ حوزه‌ دیگر بود. قرارشد از امام‌ بپرسیم‌ که‌ آیا حزب‌ جمهوری‌ [اسلامی‌] هم‌ مشمول‌ این‌ دستور است‌ یا خیر؟ بعد ازجلسه‌، آقای‌ ربانی‌ املشی‌ از من‌ خواست‌ که‌ با امام‌ مذاکره‌ کنم‌؛ از اینکه‌ امام‌ جلو حرکت‌ مرکز و کاندیدا کردن‌ سراسری‌ را گرفته‌اند، ناراحت‌ بود. بعد از ظهر آقای‌ ادریس‌ بارزانی‌ آمد و گزارشی‌ ازوضع‌ کردهای‌ عراق‌ داد و مشکلاتش‌ را مطرح‌ کرد و اظهار وفاداری‌ نمود. می ‌گفت‌ چند ماه‌ است‌، مقرری‌ ایران‌ به‌ آنها تأخیر افتاده‌ و خواستار تحویل‌ اسلحه‌های‌ اهدایی‌ سوریه‌ به‌ آنها بود. با احتیاط با آنها برخورد می‌شود که‌ طوری‌ قوی‌ نشوند که‌ در آینده‌ مشکلی‌ برای‌ عراق‌ بعد از صدام‌ باشند.

از دفتر مشاورت‌ [ارتش‌] آمدند؛ گزارشی‌ از وضع‌ بد اداره‌ دوم‌ ـ اطلاعات‌ ارتش‌ ـ دادند وگفتند، امروز کاروانهای‌ کشتیها به‌ بندر امام‌ آمد و رفت‌ کرده‌اند. دو کشتی‌ گلوله‌ خورده‌ ولی‌ غرق‌نشده‌ و یک‌ ناوچه‌ نیروی‌ دریایی‌ با ده‌ پرسنل‌ غرق‌ و یک‌ هواپیمای‌ دشمن‌ سرنگون‌ شده‌ است‌.معمولا در تردد کاروانها این‌ درگیریها را داریم‌. بعدا معلوم‌ شد، یک‌ کشتی‌ یونانی‌ به‌ دروغ‌ برای‌استفاده‌ از بیمه‌، ادعای‌ گلوله‌ خوردن‌ کرده‌ است‌؛ کشتیهای‌ کهنه‌، چنین‌ ادعاهایی‌ می‌کنند.

آقای‌ [خسرو] تهرانی‌ و همکارانش‌ در اطلاعات‌ [نخست‌ وزیری‌] آمدند و از مشکلات‌ کارشان‌گفتند. گفتم‌ با تعیین‌ وزیر که‌ به‌ زودی‌ انجام‌ می‌شود، مشکلات‌ حل‌ خواهد شد. اول‌ شب‌، به‌ خانه‌آمدم‌. بچه‌ها در مهمانی‌ بودند. آقای‌ میردامادی‌ از سپاه‌ آمد و گفت‌، کویت‌ حاضر شده‌بازداشتی‌های‌ انفجارهای‌ کویت‌ را با کنسول‌ عربستان‌ در لبنان‌ ـ که‌ ربوده‌ شده‌ ـ مبادله‌ نماید. گفتم ‌خوب‌ است‌ ولی‌ ربطی‌ به‌ ما ندارد و مربوط به‌ «جهاد اسلامی‌ لبنان‌» است‌. دیر وقت‌ خوابیدم‌.

حضور صبحگاهی هاشمی در دفتر آیت الله خامنه‌ای / بررسی راهپیمایی ۲۲ بهمن توسط روسای قوا

سال 1363

صبح‌ زود، به‌ دفتر آقای‌ خامنه‌ای‌ رفتم‌. اشتباهی‌ خیال‌ می‌ کردم‌ که‌ شورای‌ عالی‌ انقلاب ‌فرهنگی‌ جلسه‌ دارد. معلوم‌ شد که‌ جلسه‌ در وقت‌ دیگری‌ است ‌؛ در عوض‌ راجع‌ به‌ حزب‌ و کنگره‌دوم‌ و دو وزیر جدید و راهپیمائی‌ دیروز و جنگ‌ و... مذاکره‌ کردیم‌.

آقای‌  [حسین‌] محلوجی‌ به‌ دفترم‌ آمد. راجع‌ به‌ کارهای‌ اداری‌ مجلس‌ مذاکره‌ شد. برنامه‌هفتگی‌ را تنظیم‌ کردیم‌.

تا ساعت‌ پنج‌  [بعد از ظهر]، در دفترم‌ بودم‌. سپس‌ به‌ جلسه‌ شورای‌ عالی‌  [انقلاب‌] فرهنگی‌رفتم‌. درباره‌ سهمیه‌ دانشجوی‌ نهادها بحث‌ شد و اهداف‌ شورا و  [انتخاب‌] رئیس‌ دانشکده‌ علم‌ و صنعت‌، تصمیم ‌گیری‌ شد. شورای‌ مرکزی‌ جامعه‌ روحانیت‌ مبارز، جلسه‌ داشت‌. درباره‌ جلسات‌ روحانیت‌ مبارز در ایام‌ دهه ‌فجر، بحث‌ بود. عده‌ای‌ از جلسه‌ مدرسه‌ شهید مطهری‌ انتقاد داشتند. دیروقت‌، به‌ خانه‌ آمدم‌.

تبلیغات وسیع عراق بعد از پس گیری ام الرصاص / نظر هاشمی درباره راهپیمایی ۲۲ بهمن

سال 1364

به علت کم خوابی در دو شب گذشته، خوب خوابیدم. صبح که بیدار شدم، دیدم آقای دکتر روحانی از منطقه برگشته بود. گزارش کاملی از وضع نیروها و نیازها و برنامه‏ها آورد. مشکل زدن پل روی اروند رود هنوز حل نشده و انتقال وسایل سنگین با دشواری انجام می‏شود. از خط مقدم احوال پرسیدیم. معلوم شد دیشب در یک محور از دو محور مورد نظر عمل کرده‏اند و خوب هم پیش رفته‏اند. از فرماندهان لشکرهای 8 نجف و امام حسین(ع) ناراضی‏اند که عمل نکرده‏اند. 

  گزارش‏های روی تلکس‏ ها را به طور کامل خواندم. هنوز در دنیا، باور به موفقیت عملیات نیست؛ گر چه تا حدودی معلوم است. عراق از پس گرفتن جزیره ام‏الرصاص استفاده تبلیغتی زیادی می‏کند. معلوم شد نیروی زمینی هم نتوانسته کاری از پیش ببرد. گفتم اعضای ستاد را برای تصمیم‏گیری درباره نیروی زمینی و ترکیب امکانات دعوت به جلسه کنند. 

  از نیروی هوایی و هوانیروز خواستیم که به حمایت از رزمندگان مورد تعرض پاتک‏های دشمن بروند. پاتک‏ها شدید است. خیلی خوب عمل کردند، هر دو را تشویق کردیم. امروز هم هشت هواپیمای دشمن را ساقط کردند. متأسفانه عصر، دشمن سایت‏هاگ را زد و خاموش شد. 

  عصر از دو قرارگاه خاتم 1 و 2 آمدند و معلوم شد امروز هم در جبهه فاو پیشرفت داشته‏ایم و نیروی زمینی اعلان قفل شدن عملیات در منطقه‏اش کرد. قرار شد توپخانه‏های خود را به خاتم 1 واگذار کند و برای زدن پل پی.ام.پی اقدام کنند و یک لشکر به فاو ببرند و برای عمل کردن در غرب آماده شوند. 

  هیأت لیبی به اهواز آمد و با [محسن] رفیق ‏دوست ملاقات کرد. پیشنهادهایی برای حمایت از قیمتهای نفت داشت. شب به تماشای تلویزیون پرداختم. تظاهرات مردم خیلی با شکوه انجام شده است. تلفنی با آقایان رئیس‏جمهور، نخست‏وزیر، احمدآقا و ولایتی صحبت شد.

نامه رئیس کلیسای کانتربری به هاشمی /توصیه هاشمی به ولایتی قبل از سفر شوروی

سال 1365

صبح به مجلس آمدم. نماینده نهاوند برای مسائل آن شهر که در اثر بمباران پیش‌آمده‌است؛ استمداد کرد. تا عصر بیشتر به قرائت گزارش‌ها و انجام امور جنگ گذشت. سفارتمان در انگلستان اطلاع داده که رئیس کلیسای کانتربری نامه‌ای به من نوشته و خواسته که برای نجات «تری ویت» [کشیش انگلیسی] کمک کنم و متقابلاً اظهار آمادگی کرده که برای نجات [احمد] متوسلیان و [سید محسن] موسوی در لبنان کمک کنند. وسیله خوبی است برای مطرح شدن مساله فراموش شدگان ما در لبنان که ظاهراً توسط فالانژها ربوده‌شده‌اند.

آقای [حسین] کمالی [نماینده تهران] آمد. برای منبع مالی لایحه بیمه بیکاری استمداد کرد و از اسراف در مصرف در جبهه گفت. آقای شمخانی اطلاع داد که عملیات به تاخیر افتاده‌است. هواپیمای عراقی چند بمب در تهران انداخت که شش نفر شهید و جمعی مجروح داشته‌است. ما هم یک موشک به بغداد زدیم.

عصر دکتر ولایتی آمد و گفت روسها شرط حضور وزیر خارجه‌شان در استقبال را پذیرفته‌اند و ملاقات با نخست‌وزیر را در برنامه گنجانده‌اند. قرار شد بروند. تذکراتی در مورد مسائل فیمابین از جمله تاکید بر ضرورت بی‌طرفی شوروی در جنگ یا برخورد مساوی و اشاره به همکاری ما و سوری‌ها و لیبیائی‌ها در عراق بعد از صدام و تهدید به امکان شدت بغض ملت ایران علیه شوروی، به خاطر حمله به شهرها توسط عراق و امکان دریافت سلاح دفاعی از غربی‌ها در صورت ادامه شرارت‌ها، دادم.

تا ساعت هفت‌ونیم در دفترم کار کردم. برق تهران و بخش وسیعی از کشور قطع گردید.

کمک مالی آیت الله منتظری به دانشگاه امام صادق (ع) / نامه ۸ صفحه ای هاشمی به یاسر در جبهه

سال 1366

در منزل ماندم. بیشتر وقت به مطالعه و استراحت گذشت. آقای رضایی مسئول روز حفاظت بیت را خواستم و درباره حادثه دیشب منزل محسن توضیح خواستم و تاکید بر پیگیری نمودم. عفت برای بررسی موضوع به منزل محسن رفت.

آقای [حسین] مهدیان آمد. اطلاع داد که آیت‌الله منتظری دستور داده از اموال خیریه تولیت، خمس برداشته شود و سپس به دانشگاه امام صادق(ع)  واگذار گردد. عصر یک فیلم بنام «هیولای درون» از تلویزیون دیدم. نامه‌ای مفصل در هشت صفحه به یاسر که در جبهه است، نوشتم. با آقای خامنه‌ای درباره اولین جلسه مجمع تشخیص مصالح برای احکام حکومتی، تلفنی مذاکره کردیم.

فشار وزارت بهداشت برای ادغام با دانشگاه آزاد ! / در ملاقات فرمانده نزاجا با هاشمی چه گذشت؟

سال 1367

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم . تا ساعت ده گز ارش ها را خواندم. فیلم اعترافات نظامیان خائن و جاسوس از گروه منافق و سلطنت طلب را دیدم. آقای [محمود] محمدی عراقی [جانشین نماینده امام در سپاه پاسداران] آمد. درباره امور سپاه و آئین نامه های مالی و باز خرید مشورت کرد. [سرتیپ حسنی سعدی] فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] برای امور نزاجا آمد و گزارش بازدید از جبهه ها را داد.

عصر فرماندار شمیران آمد. گزارش کارها را داد و خواستار استقلال شهرداری منطقه شد که تحت اداره شهرداری تهران است. از ضعف عملکرد شهردار تهران در ترمیم میدان تجریش گله داشت.

آقای محصل همدانی آمد. از مشکلات گرانی برای مردم و مشکل سربازان مریض و متأهل و از سخت گیری های مالیاتی گفت. آقای آقامحمدی آمد. حکم آقای [سید محمد باقر] حکیم را برای نظارت بر امور سپاه بدر گرفت . درباره مذاکره با بارزانی ها و ش . م . ر [= پدافند شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیو] مذاکره کرد.

آقای [سیدرضا] اکرمی نماینده سمنان آمد. طومار مردم سمنان را آورد که خواستار ابقاء دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی هستند. اخیراً با فشار وزارت بهداشت، قرار شد در واحد شاهرود ادغام شود. شب تا ساعت نه در دفترم کار کردم. به خانه آمدم. فیلمی از کمیته انقلاب در خصوص مبارزه با قاچاق مواد مخدر دیدم.

در ملاقات فرمانده نهاجا با هاشمی چه گذشت؟/ گزارش ولایتی از مذاکره در شوروی

سال 1368

ساعت هشت صبح به دفترم رسيدم. كارها را انجام دادم. آقاي [منصور] ستاري فرمانده نهاجا [= نیروی هوایی ارتش] آمد. گزارشي از وضع نيرو و تهيه نيازهاي تعميراتي و پيشرفت كار پروژه اوج داد و براي واردات نيازها استمداد كرد.

دكتر هاشمي [گلپایگانی] براي برنامه شوراي انقلاب فرهنگي آمد. آقاي [حسین] كاظم پور [اردبیلی] سفير جديدمان در ژاپن براي خداحافظي و مشورت درباره مسائل كلي آمد و درباره سياست خارجي مطالبي گفت.

دكتر [محسن] نوربخش [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمد و گزارش سفر به سوئيس و مسائل اقتصادي و ارزي را داد. در جلسه هيأت دولت شركت كردم. بحث در سهميه‌هاي ارزي دستگاه‌ها بود. دكتر ولايتي گزارش مذاكره با شوروي‌ها درباره مسافرت اتباع دو كشور را داد كه روس‌ها تحت فشار مسلمانان، مي‌خواهند خيلي وسيع باشد. خبر آمد كه در بلوچستان سيل آمده است. شب در دفترم ماندم. تا  ساعت ده و نیم شب، كارها را انجام دادم.

گزارش مهر علیزاده از پیشرفت عمران کیش/ درخواست تلفنی کمال خرازی از هاشمی
 
سال 1369

ديشب و امروز برف مى‌باريد. هوا سردتر شده. ساعت هشت و نيم‌صبح، همراه عفت، مهدى، فرشته، ياسر و محسن به فرودگاه رفتيم. ياسر مى‌خواست همراه دوستانش به اصفهان برود؛ گفتم با ما بيايد.

حدود ساعت ده به سوى جزيره كيش پرواز كرديم. ساعت يازده ونيم وارد كيش شديم. به محل پاويون رفتيم. هوا مطبوع است. كمى در ساحل دريا قدم زدم. آقايان [محسن] مهرعليزاده، [رييس سازمان عمران كيش] و مسئولان كيش توضيحات دادند؛ از پيشرفت كارها راضي‌اند. بعد از نماز و ناهار و استراحت، گزارش‌ها را مطالعه كردم.
 

عصر از نيروگاه گازىِ در دست ساخت، به ظرفيت 70 مگاوات و نيروگاه كوچك در حال كار به ظرفيت  10 مگاوات بازديد كرديم. نيروگاه در حال احداث، نيازهاى جمعيت زيادى را كه در سا‌ل‌هاى آينده قابل پيش‌بينى است، تأمين مى‌كند. فرانسوى‌ها يك ماه در تحويل آن تأخير داشته‌اند.

از آب شيرين‌كن در دست ساخت نيز بازديد نموديم. قبل از انقلاب، اسرائيل، پنج واحد آب شيرين‌كن، هر يك به ظرفيت اسمى دو هزار متر مكعب احداث كرده است. به خاطر قطع روابط ما با اسرائيل و كمىِ نياز، رفته‌رفته از كار افتاده‌اند. كارشناس تعمير و قطعه يدكى هم نبوده است. اخيراً خود جزيره آنها را براى تعمير باز كرده و مدعى هستند كه سيستم ساده‌اى است كه تعمير آن مشكلى ندارد و حتى ساخت آنها هم، در كشور مقدور است.

خوشبختانه يك واحد را هم عملياتى كرده‌اند كه دليل خوبى بر صحّت ادعاي‌شان است؛ گفته بودند كه آب محصول آنها، با محاسبه سرمايه‌گذارى، هر مترمكعب 350 تومان مى‌شود. محاسبه كردم، معلوم شد خيلى كمتر از اينها است؛ بنا شد محاسبه دقيق‌تر كنند.

به نظر مى‌رسد، آب و برق جزيره كه مشكل عمده بود، به‌زودى تأمين مى‌شود. از استخر ذخيره آب كه 20 هزار مترمكعب گنجايش دارد، بازديد كرديم. به نظر مى‌رسد، سقف گرانى براى آن زده‌اند؛ مى‌شد ارزان‌تر تمام شود. از سينماى باز جزيره كه ظرفيت نشسته 350 نفر دارد، بازديد كرديم. با اتومبيل، گشتى در بخشى از جزيره زديم. اخبار داخلى و خارجى را گرفتم؛ خبر مهمى نيست.

شب در ساحل دريا قدم زدم. هوا سرد است. آقاى [محمدرضا]يزدان‌پناه، مسئول سابق [سازمان عمران]جزيره آمد. دربارة منطقه آزاد چابهار صحبت شد. قبلاً صحبت شده كه مسئوليت آنجا را بپذيرد؛ خيلى علاقه‌مند است، اما بودجه نداريم و او دويست ميليون تومان اعتبار پيشنهاد دارد. آقاى [سيدكمال]خرازى، [نماينده دايم ايران در سازمان ملل]، از نيويورك تلفن كرد و گفت كه با [آقاي خاوير پرز دكوئيار]، دبيركل[سازمان ملل]، ملاقات دارد؛ راهنمايى خواست.

شکایت جاسبی از دکتر معین به هاشمی

سال 1370

در راه دفتر، به اصرار فاطى، از نمايشگاه تشخص زن بازديد كردم؛ خوب است. دكتر [عبدالله]جاسبى، [رييس دانشگاه آزاد اسلامي] براى امور دانشگاه آزاد اسلامى آمد و مطابق معمول كمك خواست و از دكتر [مصطفي]معين، [وزير فرهنگ و آموزش عالي] شكايت كرد.

دكتر [محمدعلي]نجفى، [وزير آموزش و پرورش] و محسن آمدند. درخصوص استفاده از نيروهاى آموزش و پرورش براى بازرسى سرّى در انتخابات[مجلس چهارم]، زير نظر دفتر بازرسى ويژه [رييس جمهور]، مذاكره شد. سپس محسن، مسايل شركت درياپاى را مطرح كرد.

آقاى حميد وهاب زاده آمد. درخواست داشت، فكرى براى بخشى از نيروهاى كيفى در سازمان انرژى اتمي، منجمله خودش بشود؛ به خاطر ركود صنعت فعال نيستند. آقاى [حميد]ميرزاده براى امور بازسازى آمد و مساله جايگزيني لنج‌هاى از دست رفته در اروند را گفت. براى امتحان دوره دكترى، عازم استراليا است.

آقاى [حسين]محلوجى آمد. گزارش وضع فولاد را داد و براى هماهنگى بين وزرا صحبت كرد و اجازه گرفت كه از مهدى براى بعضى امور وزارت در استراليا استفاده بشود؛ گفتم تا حدى كه مزاحم تحصيلش نباشد. از نمايشگاه طرح مدالها و نشانها كه دفتر تهيه كرده بود، بازديد كردم و انتخاب نمودم.

عصر هيات دولت جلسه داشت. حداقل مزد كارگران، با 25 درصد رشد مشخص شد. ديشب جامعه روحانيت مبارز در دفترم جلسه داشت. ليست نامزدهاى انتخابات بررسى شد.

استقبال پرشور مردم از سخنرانی هاشمی در 22 بهمن

سال 1371

   چمدانم را براى سفر بستم. با بچه‌ها [براي شركت در راهپيمايي 22 بهمن]، به سوى ميدان آزادى رفتيم. نزديك ميدان پياده شدم و چند صد مترى با مردم پياده‌روى كردم. مردم از حضورم در ميان‌شان خيلى خوشحال شدند و تا حدودى نظم را مراعات كردند، ولى شدت احساسات‌شان، گاهى صحنه را غير قابل كنترل مى‌كرد. از بالاى جايگاه، در ميان احساسات فوق‌العاده مردم، برايشان سخنرانى كردم و با تمجيد فراوان از پايداري جامعه در مبارزه و دفاع و تحمل مشكلات، تشويق‌شان نمودم. 

جمعيت بيش از انتظار بود. با هلى‌كوپتر به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. همراهان خودشان را رسانده بودند. از پاويون در دست تعمير جمهورى بازديدكردم؛ خيلى بهتر از سابق مى‌شود. به سوى كيش پرواز كرديم. قبل از پرواز، تيمسار [منصور] ستارى، [فرمانده نيروي هوايي ارتش]، دربارة سانحه هوايى توضيحاتى داد؛ مدعى است، برج كنترل فرودگاه مقصر است.

ساعت يك بعد از ظهر وارد جزيره كيش شديم. مقداري در پاويون با مديران كيش نشستيم. توضيحات كارها را شنيديم. بعد از ناهار و استراحت، لب دريا قدم زدم و مقدارى با مهدى سوار قايق پدالى شديم. سرشب به رستوران درخت سبز رفتيم و شام را دسته جمعى خورديم.

گزارش‌ها را آوردند. مقدارى هم تلويزيون را ديدم. دو كانال از امارات ديده مى‌شود. يكى از آنها، بيشتر مسابقه شترسوارى بود.
پربیننده ترین ها