غلبه‌امید عقلانی بر ترس‌بی‌منطق/درس کندی برای توافق هسته‌ای با ایران
کد خبر: ۵۷۴۷۷
تاریخ انتشار: ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۰
جفری ساکز می‌نویسد: موضوع نظارت و بازرسی، رویکردی هوشمندانه، عملگرایانه و متوازن است. دیگر نیازی نیست که دولت‌های ایالات متحده و ایران به یکدیگر اعتماد داشته باشند، اما این فرصتی برای اعتمادسازی بر مبنای منافع طرفین است.

چارچوب توافق هسته ای میان ایران و گروه 1+5 دستاوردی مهم در زمینه دیپلماسی جهانی است. توافقی که اوایل این ماه اعلام شد نتیجه غلبه امید عقلانی بر ترس بی منطق بود و سزاواری این را دارد که اجرایی شود. اما هم اکنون میان تندروهای ایالات متحده، ایران، اسرائیل و جاهای دیگر برای چگونگی نابودی توافق قبل از پایان مهلت در ماه ژوئن، رقابت به وجود آمده است.

چارچوب توافق برای همه طرفین مزایایی دارد. ایران در مقابل پایان یافتن تحریم های هسته ای، فعالیت های هسته ای اش را به عقب باز می گرداند. دولت این کشور از دستیابی به سلاح هسته ای دور می شود – امری که همیشه آن را انکار کرده است- و فضایی برای احیای اقتصادی و عادی سازی روابط با قدرت های بزرگ به دست می آورد.

موضوع نظارت و بازرسی، رویکردی هوشمندانه، عملگرایانه و متوازن است. دیگر نیازی نیست که دولت های ایالات متحده و ایران به یکدیگر اعتماد داشته باشند، اما این فرصتی برای اعتمادسازی بر مبنای منافع طرفین است. به طور قطع این مسئله جزئی از حقوق بین الملل است که بر مبنای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است.

با مطرح شدن این ایده که طرفین به یکدیگر نمی توانند اعتماد کنند، تندروها براساس تئوری خودساخته سیاسی و ذاتی خودشان، جنگ را ترجیح می دهند. این مسئله موجب حفظ ترس طرفین می شود اما زمان ایجاد صلح فرا رسیده است.

شایان ذکر است که قسمت عمده شکاف بزرگ میان غرب و ایران که امروز وجود دارد، به خاطر رفتار بد غربی ها با ایران (پرشیا تا سال 1935) در گذشته است. با آغاز قرن بیستم، امپراتوری بریتانیا شروع به دخالت در ایران به خاطر کنترل ذخایر نفت عظیم این کشور کرد. پس از جنگ جهانی دوم این وظیفه به ایالات متحده محول شد.

در واقع ایالات متحده در طول 60 سال گذشته رفتارهایی از کودتا تا دیکتاتوری تا جنگ و تحریم را با ایران داشته است. سیا و MI6 بریتانیا در عملیاتی مشترک دولت منتخب و دموکراتیک محمد مصدق را در سال 1953 به خاطر این که قصد ملی کردن صنعت نفت را داشت، سرنگون کردند. ایالات متحده موجب برپایی دیکتاتوری وحشیانه محمدرضا شاه پهلوی تا انقلاب اسلامی 1979 شد.

پس از انقلاب، ایالات متحده در جریان جنگ ایران-عراق در دهه 1980 به مسلح کردن عراق کمک کرد. از سال 1987، ایالات متحده تحریم های اقتصادی علیه ایران را به بهانه های مختلف از فعالیت های تروریستی گرفته تا تهدید هسته ای اعمال کرده است. همچنین ایالات متحده برای بین المللی کردن این تحریم ها تلاش زیادی انجام داد و از سال 2006 تحریم های سازمان ملل هم به این موارد اضافه شد.

تندروهای آمریکایی هم لیستی از نارضایتی ها را درباره ایران دارند. لیستی که از اشغال سفارت ایالات متحده در تهران در سال 1979 که 66 دیپلمات آمریکایی به مدت 444 روز به گروگان گرفته شدند، آغاز می شود و تا مداخله ایران در شورش های اسلام گرایان و حمایت از جنبش های ضد اسرائیلی ادامه پیدا می کند.

موفقیت رئیس جمهور جان اف. کندی و نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی که در سال 1963 در اوج جنگ سرد، توانستند به معاهده منع آزمایش سلاح های اتمی دست پیدا کنند، می تواند درس های زیادی داشته باشد. در همان زمان هم تندروهای دو طرف این توافق را موجب تضعیف دفاع ملی در مقابل دشمن می دانستند.

کلمات کندی در نیم قرن پیش برای توافق امروز با ایران هم کاربرد دارد. کندی در سال 1963 درباره این معاهده گفت: «این یک پیروزی برای یک طرف نیست. این یک پیروزی برای بشریت است. این معاهده تمام منازعه ها را حل نمی کند، یا باعث چشم پوشی کمونیست ها از جاه طلبی هایشان نمی شود یا تمام خطر جنگ ها را حذف نمی کند. این توافق نیاز تسلیحاتی ما را کاهش نمی دهد. اما گامی مهم به سوی صلح و گامی مهم برای دور شدن از جنگ است.»

* استاد توسعه پایدار در دانشگاه کلمبیا و مشاور ویژه دبیر کل سازمان ملل در اهداف توسعه هزاره
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پربیننده ترین ها