مبینا سوری کیست؟
طبق گزارش ها،8 شهریور ماه اتفاق دلخراشی در یکی از روستاهای شهرستان رومشکان در استان لرستان رخ داد که باعث شد بازتاب گسترده ای در کشور داشته باشد.
کد خبر: ۲۷۸۱۴۳
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۰:۲۷

به گزارش صدای ایران، قتل ناموسی اینبار در لرستان اتفاق افتاد. در این حادثه دختری ۱۶ ساله به نام مبینا سوری به دست اعضای خانواده خود کشته شد. اهالی بخش سوری لرستان که این قتل ناموسی در آن اتفاق افتاد، انگیزه این قتل ناموسی را تعصبات بی پایه و اساس عنوان کردند. بررسی این قتل در جریان دستور قضایی قرار دارد.

 

مبینا توسط یکی از اعضای خانواده خود به قتل رسید


۸ شهریور امسال دختر جوانی به نام مبینا سوری ۱۶ ساله، اهل و ساکن بخش سوری استان لرستان که همسر یک فرد روحانی بود؛ با انگیزه ناموسی توسط یکی از اعضای خانواده خود به قتل رسید.

 

روایت هم روستایی مبینا از وی



یکی از اهالی روستای پادروند در مورد جزئیات این قتل ناموسی گفت: «مبینا دختری ۱۴ ساله بود که با یکی از روحانیون جوان روستای ما ازدواج کرده بود. مدتی بود پشت سر مبینا و یکی از جوان‌های روستا حرف و حدیث بود، اما این حرف و حدیث‌ها بیهوده بود. اهالی می‌گفتند که کسی با مبینا تماس گرفته بوده است. منطقه ما یک منطقه عشایری است و فرهنگ مردم طوری است که تعصبات بیهوده زیادی دارند. اگر کسی به یک دختر چپ نگاه کند، مردم با حرف و حدیث او را نابود می‌کنند. مبینا دختر خیلی کم سن و سالی بود و با اجتماع آشنا نبود. من از اهالی روستا که در مراسم فاتحه خوانی او شرکت داشتند شنیدم که می‌گفتند شوهر مبینا گریه می‌کرد و می‌گفت من به همسرم اطمینان داشتم. اما ظاهرا خانواده مبینا و افرادی از خانواده شوهرش به خاطر سوظن و تعصب او را به قتل رساندند.»

 

خانواده مبینا یعنی عمو‌ها و برادر او همچنین عموی همسرش و پدر همسرش به خاطر سوظن نقشه قتل او را کشیدند!


یکی دیگر از اهالی روستا در مورد جزئیات حادثه قتل مبینا سوری گفت: «یک نفر به پدر همسر مبینا گفته بود که نیمه شب جوانی وارد خانه آن‌ها شده است. اما شوهر مبینا خانه بود و این حرف نمی‌توانست صحت داشته باشد. آن‌ها می‌گفتند، مبینا به شوهرش قرص خواب آور داده و شخص غریبه‌ای را وارد خانه کرده است و همین حرف باعث شد که خانواده مبینا یعنی عمو‌ها و برادر او همچنین عموی همسرش و پدر همسرش به خاطر سوظن نقشه قتل او را بکشند. بعد مبینا را در خانه خودش با روسری خفه کردند و بعد از قتل گفته بودند که او خودکشی کرده است. تا اینکه ماموران پلیس برای تحقیقات وارد عمل شدند و مظنونین پرونده را بازداشت کردند. گفته می‌شود عامل قتل یکی از فامیل‌های خود مبیناست. به همین دلیل خانواده اش بابت قتل او شکایتی نکرده اند.»

سردار الهی، فرمانده انتظامی استان لرستان در مورد جزئیات این حادثه گفت: «این قتل به دلیل اختلافات خانوادگی رخ داده بود و متهم به قتل شناسایی و دستگیر شده است. متهم یکی از  بستگان خود مقتول است.»
مبینا سوری کیست؟
 

بازداشت همسر مبینا سوری به اتهام قتل


سرهنگ مهدوی کیا فرمانده انتظامی رومشکان گفت: جسد دختر نوجوان رومشکانی مبینا سوری که در سن ۱۶ سالگی با پسر عمه خود ازدواج کرده بود در یک باغ پیدا شد.

فرمانده انتظامی رومشکان افزود: همسر مبینای ۱۶ ساله به عنوان متهم دستگیر شده است.

به گفته سرهنگ مهدوی کیا اینکه این دختر ۱۶ ساله توسط همسرش به قتل رسیده یاخودکشی کرده در دست بررسی است.

سردار یحیی الهی فرمانده انتظامی لرستان هم دلیل این قتل را اختلافات خانوادگی اعلام کرده است.

بعد از رازگشایی این قتل یکی از بستگان نزدیک مبینا سوری ددرباره جزئیات این حادثه و پشت پرده قتل مبینا سوری گفت:

حدود ۲ سال قبل بود و آن زمان مبینا تنها ۱۲ سال داشت که پسری از اهالی روستا به خواستگاری او آمد، اما چون این پسر بیکار بود، خانواده مبینا با ازدواج آن‌ها مخالفت کردند. با این وجود خواستگار مبینا اصرار زیادی برای ازدواج کرد و می‌گفت خاطرخواه مبینا شده است. ظاهرا مبینا هم به او علاقه پیدا کرده بود، اما خانواده اش در نهایت راضی نشدند.

 

خواستگار قبلی به شوهر مبینا گفته بود که به مبینا علاقه دارد


در همان حال، پسرعمه مبینا به خواستگاری او آمد. خانواده عمه مبینا با ازدواج آن‌ها موافق نبودند، اما مادر مبینا به دلیل اینکه پسرعمه مبینا روحانی بود، تمایل زیادی داشت که مبینا با او ازدواج کند. به همین خاطر بالاخره مبینا با پسرعمه خود ازدواج کرد. بعد از ازدواج آن‌ها خواستگار قبلی به شوهر مبینا گفته بود که به مبینا علاقه دارد و می‌داند که دل مبینا هم پیش اوست. بعد گفته بود زندگی تان زندگی نمی‌شود.


مبینا هم از تهران برگشت و قرار شد در سوری به زندگی شان ادامه دهند


بعد از اینکه مبینا ازدواج کرد برای زندگی به تهران رفت. شوهرش کار می‌کرد و درس می‌خواند. یک بار مادر مبینا برای دیدن دخترش به تهران سفر کرد و چند هفته‌ای در کنار آن‌ها بود. مدتی بعد از اینکه مادر مبینا به شهرستان محل زندگی خودشان یعنی بخش سوری لرستان بازگشت، مبینا هم از تهران برگشت و قرار شد در سوری به زندگی شان ادامه دهند. برای همین ساکن طبقه بالای خانه پدرشوهرش شد.

 

به پدرشوهر او گفته بودند که جوانی را در حال ورود به خانه مبینا دیده اند


(در مورد اتفاقات قبل از قتل): «مدتی بود که در روستا زمزمه‌هایی از رابطه مبینا با خواستگار قبلی اش شنیده می‌شد. حتی عده‌ای می‌گفتند که مادر مبینا وقتی در سفر به تهران متوجه ارتباط رابطه دخترش با خواستگار قبلی شده او را به روستا آورده تا در خانه پدرشوهرش زندگی کند. اما این حرف‌ها علنی به گوش خانواده مبینا نرسیده بود، چون اینجا چنین حرف‌هایی بین طایفه‌ها ممکن است منجر به اسلحه کشی شود. تا اینکه حدود یک هفته قبل از حادثه یک شب چند جوان روستا که پسرعمو‌های شوهر مبینا بودند، به پدرشوهر او گفته بودند که جوانی را در حال ورود به خانه مبینا دیده اند. در روستا اغلب جوان‌ها بیکارند و برای همین تا نیمه شب، بیرون از خانه با هم حرف می‌زنند.

بعد پدرشوهر مبینا در خانه پسرش مرد غریبه برهنه‌ای را دیده بود و او را با کتک از خانه بیرون کرده بود. وقتی از خانه بیرون شده بود باز از جوان‌های محل هم کتک خورده بود. همان جا گفته بود برای ارتباط با مبینا وارد خانه شده بود.

 

مبینا تنها یک جمله گفته بود و آن هم این بود که گفت دیگر چیزی برایم مهم نیست و هر تصمیمی دوست دارید در مورد من بگیرید


خانواده شوهر مبینا می‌گفتند آن شب شوهر مبینا حالت گیجی داشت و انگار به او قرص خواب خورانده بودند. اما فردای آن روز متوجه شده بود که گوشی آن جوان که خواستگار مبینا بود در خانه اش جا مانده و در گوشی عکس و فیلم‌های سیاه از زن خود دیده بود. همین باعث شد ریش سفیدان محل به خانواده پسر پیغام بفرستند که مدتی از روستا بروند، اما آن‌ها قبول نکردند. خانواده شوهر مبینا، او را به خانه پدری اش بردند. من شنیدم که مبینا تنها یک جمله گفته بود و آن هم این بود که گفت دیگر چیزی برایم مهم نیست و هر تصمیمی دوست دارید در مورد من بگیرید.»


مبینا موقع قتل به حدی پایش را زمین کشیده بود که پاشنه پایش زخم شده بود


چند روز بعد، یک روز صبح زود تعدادی از اقوام مبینا به همراه شوهرش او را به کوه‌های اطراف روستا بردند و با روسری او را خفه کرده بودند. شنیدیم که مبینا موقع قتل به حدی پایش را زمین کشیده بود که پاشنه پایش زخم شده بود. بعد جسد را به باغ مادربزرگ مبینا آورده بودند و او را به درخت آویزان کرده بودند تا وانمود کنند مبینا به قتل رسیده است. اما وقتی پلیس بالای سر جسد مبینا آمده بود تشخیص داده بود که او به قتل رسیده است. همان موقع یکی از بستگان مبینا گفته بود مبینا را کشتیم. برای همین همه آن‌ها را دستگیر کردند و چند روز بعد شوهر مبینا به قتل او اعتراف کرده بود. صحنه‌هایی که شوهر مبینا در گوشی خواستگار قبلی مبینا دید خیلی فجیع بود و لابد باعث شد فشار روانی زیادی به شوهر مبینا وارد شود. بعد از آن خواستگار قبلی مبینا بازداشت شد. مردم روستا از این حادثه خیلی ناراحت هستند و دلشان می‌خواهد خواستگار قبلی مبینا که عامل اصلی بروز این جنایت بود به سزای عمل خود برسد.»

فرهنگ غلط اهالی روستای ما اصرار به کودک همسری است. در این روستا اگر سن دختر‌ها بالا برود خیلی بد می‌دانند و دیگر کسی به آن‌ها نگاه نمی‌کند. دختر‌ها به دلیل ازدواج سریع امکان درس خواندن ندارند. مثلا دخترعموی مبینا یک ماه قبل از این حادثه در سن ۱۳ سالگی عروس شد. کاش این حادثه باعث شود که اهالی روستای ما کمی روی این فرهنگ غلط فکر کنند.


حالا پس از گذشت ۱۱ ماه از این اتفاق تلخ، قاتل مبینا سوری بیرون از زندان به سر می‌ برد اما خبرنگاری که برای اولین بار از این فاجعه نوشته بود، درانتظار رفتن به زندان است.

مبینا سوری کیست؟

بنا بر تصویر حکمی که قلندری روز دوشنبه، ۲۴ آبان در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است، او بر اساس رای دادگاه کیفری کوهدشت که به‌طور صورت غیابی صادر شده است، به اتهام «نشر اکاذیب» به ۱۳ ماه و ۱۶ روز حبس و بابت «انتشار تصاویر خصوصی» به حکمی مشابه محکوم شده است. این خبرنگار هم‌چنین بابت اتهام «تشویش اذهان عمومی و سواستفاده رسانه‌های معاند و آزار و اذیت شکات» نیز به «محرومیت اشتغال به شغل خبرنگاری و توقیف کانال رادیو تلگرامی لرستان به مدت دوسال» به عنوان «مجازات تکمیلی» محکوم شده است. قلندری اواخر شهریور در گفت‌وگو با روزنامه همدلی گفته بود که در پی شکایت خانواده مقتول و متهمان پرونده قتل خانم سوری بازداشت شده و پس از ۱۱ روز با قرار وثیقه آزاد شده و در طول بازداشت دست به اعتصاب غذا زده بود. سیدعلی مجتهد زاده وکیل دادگستری که به تازگی وکالت این پرونده را برعهده گرفته است امروز دوشنبه 24 آبان در صفحه توییترش نوشت:  سینا قلندری‌ به اتهام نشر اکاذیب و‌انتشارتصاویر خصوصی مرحوم مبینا سوری بنا به شکایت خانواده مرحومه محکوم به تحمل ۱۳ ماه حبس و دو سال محرومیت از شغل  خبرنگاری شده است رایی که با  دادرسی عادلانه قرابتی ندارد و با استفاده از ظرفیتهای قانونی بدنبال نقض آن‌ خواهیم بود.

علی مجتهدزاده، وکیل سینا قلندری معتقد است در این پرونده بی‌ عدالتی رخ داده و می‌ گوید رئیس قوه قضائیه باید نماینده ی ویژه خود را به لرستان بفرستد تا این پرونده با نگاه دقیق‌ تری مورد بررسی قرار گیرد.

مجتهدزاده درباره ی وضعیت فعلی قاتل می‌ گوید: «الان و چند ماه پس از قتل هم قاتل حکم حبس حدوداً دو تا سه سالش را دریافت کرده و با قرار کفالت به‌ راحتی در بیرون از زندان به زندگی خودش ادامه می‌ دهد. اصلاً انگار نه انگار که اتفاقی رخ داده است. اصلاً انگار نه انگار که در‌ این‌ میان یک دختر جوان جانش را از دست داده است. انگار نه انگار که در‌ این‌ میان یک خانواده عزادار شده‌ اند».

او با اشاره به شرایط دادگاه می‌ گوید: «وقتی که آقای اژه‌ای سر کار آمد، شعارهای زیادی درباره ی لزوم ایجاد اصلاحات در دستگاه قضا داد. مواردی شبیه به اینکه ضابط زور زیادی دارد. یک فاجعه ی دردناک رخ داده است. دختری به دست همسرش به طرز وحشیانه‌ ای به قتل رسیده است. آن وقت پدر قاتل با سر افراشته در دادگاه حاضر می‌ شود و مقابل قاضی بدون هیچ ابایی می‌ گوید که پسرش رسم عشیره‌ ای را اجرا کرده و هیچ خطایی مرتکب نشده است. می‌ گوید اینجا عرف است. در مقابل، این خانواده ی مقتول هستند که با ترس و لرز در دادگاه حاضر می‌ شوند و به‌ سختی می‌ توانند حتی یک کلمه از خود دفاع کنند».

این وکیل دادگستری معتقد است هیچ توجهی به رضایت خانواده ی مقتول در حکم دادگاه نشده است: «طبق قانون به‌ محض اینکه ختم دادرسی اعلام می‌ شود، اگر موجبی نداشته باشد، دادگاه باید رأی را صادر کند. دادگاه این پرونده اردیبهشت امسال برگزار شد و حالا و بعد از سه ماه می‌ بینیم که رأی صادر شده است. این خود نیاز دارد بررسی شود. از طرف دیگر، در هیچ‌ جای این پرونده به رضایت خانواده ی مقتول هیچ‌ گونه اشاره‌ ای نشده که این نکته شایان توجه است. از این نظر که خانواده ی مقتول که پیش‌ تر رضایت داده بودند، طبق قانون اجازه ی عدول از گذشت را ندارند. شاید کسی آن ها را ترسانده باشد و شاید هم نه. اما نکته ی مهم همان است که گفتم. چرا در حکم هیچ اشاره‌ ای به این رضایت نشده است؟»

مجتهدزاده با انتقاد به نگاه عشیره‌ ای اضافه می‌ کند: «اگر این پرونده و دادگاهش در تهران و مرکز پیگیری می‌ شد، به‌ هیچ‌ عنوان به این شکل پیش نمی‌ رفت. باید در آن دادگاه‌ ها باشید و ببینید که فضا تا چه اندازه غریب است. قسمت ترسناک ماجرا آنجا است که این اولین‌ بار نیست که اینطور عشیره‌ ای با پرونده‌ ها برخورد می‌ شود و آخرین بار هم نخواهد بود. حالا و پس از گذشت چند ماه از آن قتل، یک دختر جوان جانش را از دست داده است. یک خانواده عزادار شده‌ اند. مردم و احساسات عمومی به‌ شدت از این قتل جریحه‌ دار شده است و در‌ حالی‌ که قاتل برای خودش به مرخصی آمده، خبرنگاری که موجب روشن‌ شدن حقیقت شده، باید راهی زندان شود.»

او با اشاره به اتهامات و حکم وارده می‌ گوید: «اتهامات وارده در‌ حال‌ حاضر دفاعیات مشخصی دارد که در دادگاه توجهی به آن ها نشده است. نخست اینکه نوشته شده ایشان (خبرنگاری که قتل رخ‌ داده را افشا کرد) مدعی قتل به دست شوهرش شده است. شوهر مقتول که به قتل کاملاً اقرار کرده است. به گواه بسیاری از مردم و اعضای خانواده‌ ها، قاتل در این کار همدست هم داشته؛ اما قاتل ادعا کرده که فقط خودش در این کار دست داشته است. در متن خبر موکل من هم این موارد ذکر شده است و حالا آن را به حساب نشر اکاذیب گذاشته‌ اند. از سوی دیگر، اتهام دیگر که انتشار تصاویر خصوصی است هم جای صحبت دارد؛ نخست اینکه شغل یک خبرنگار ایجاب می‌ کند که برای نوشته‌ هایش مدارک ارائه دهد. از سوی دیگر، تصویری که منتشر شده نه یک عکس خصوصی و در فضای خصوصی و نه بدون حجاب است که مشکلی ایجاد کند.»

او در ادامه می گوید: «از همه مهم‌ تر، خانواده ی مقتول اساساً شکایت خود را پس گرفته‌ اند. ضمن اینکه مهم‌ ترین نکته را نباید فراموش کرد. اگر خبرنگاری نبود که این حقیقت را برملا کند، اصلاً قاتل مشخص نمی‌ شد. پس از انتشار این خبر بوده که قاتل دستگیر شده است. دستگاه قضا باید از خبرنگاری که اینچنین باعث روشن‌ شدن حقیقت شده و دست یک قاتل را رو کرده است، تقدیر کند، نه اینکه برایش پرونده تشکیل دهد، راهی زندانش کند و از خبرنگاری هم محرومش کند.»

این وکیل دادگستری همچنین می گوید: «شما هر جای دنیا بروید و بگویید که مردی یک دختر جوان را که همسرش بوده، به قتل رسانده و یک خبرنگار، به منظور اجرای رسالتش که نورتاباندن بر حقایق است، دست قاتل را رو کرده؛ اما قرار است همان خبرنگار را که موجبات دستگیری قاتل را فراهم کرد، راهی زندان کنند، حتماً متحیر خواهند شد. به‌ ویژه وقتی که متوجه شوند همان قاتل حالا به‌ راحتی برای خودش می‌ چرخد و از مرخصی استفاده می‌ کند. اینچنین پرونده‌ هایی اعتبار دستگاه قضایی ما را خدشه‌ دار می‌ کند و آقای اژه‌ای باید یک نماینده ی ویژه از مرکز به این دادگاه بفرستد تا پرونده با نگاهی دقیق‌ تر واکاوی شود».


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پربیننده ترین ها