مباهله یعنی چه؟

مباهله از ریشه «بهل» به معنای رها ساختن، ترك گفتن، به خود واگذاشتن و قید و بند چیزی را برداشتن و نیز لعنت كردن آمده است كه از زبان­های عبری و سریانی وارد زبان عربی شده است و در اصطلاح به عملی گفته می­شود كه دو یا چند نفر كه در مسأله مهم دینی با یكدیگر اختلاف دارند، در یك جا جمع شوند و با اصرار و تضرع به درگاه خداوند، از او بخواهند آن را كه بر باطل است، رسوا و مجازات كند. تفاوت میان مباهله و لعنت كردن آن است كه مباهله از شدت و تأكید بیشتری برخوردار است.
کد خبر: ۲۷۷۲۶۸
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۴۰۱ - ۲۳:۵۷

صدای ایران-درسالهای آغازین طلوع اسلام، نجران تنها منطقه ‏مسیحی نشین حجاز بود که از بت پرستی دست کشیده، به‏ آیین مسیح گرویده بودند.رسول اکرم به موازات مکاتبه با سران ‏دولتهای جهان و مراکز مذهبی، به منظور دعوت نجرانیان به اسلام نیز نامه ای به اسقف آن شهر نوشت. نمایندگان پیامبر وارد نجران شده و نامه پیامبر را به اسقف نجران دادند، که مضمون بخشی از پیام چنین است: " به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب؛ از محمد فرستاده خدا به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می‏کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت ‏می‏نمایم. شما را دعوت می‏کنم که از ولایت ‏بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آیید...."

 

«مباهله» پیامبر(ص) با مسیحیان نجران برگرفته از سنتی متداول، در میان اقوام سامی و بیانگر تلاش­های فراوان پیامبر(ص) برای دعوت اهل كتاب به دین اسلام بوده است كه متأسفانه بخش وسیعی از مناظرات و گفتگوهای پیامبر(ص) با آنان مورد غفلت سیره نویسان واقع شده و در متون اسلامی نیز به طور مستقل بدان پرداخته نشده است.

مباهله از آن جهت كه دلیلی بر فضیلت و برتری اهل ­بیت(ع) و عصمت و امامت بلافصل امام علی(ع) است، دارای اهمیت است.


مباهله از ریشه «بهل» به معنای رها ساختن، ترك گفتن، به خود واگذاشتن و قید و بند چیزی را برداشتن و نیز لعنت كردن آمده است كه از زبان­های عبری و سریانی وارد زبان عربی شده است و در اصطلاح به عملی گفته می­شود كه دو یا چند نفر كه در مسأله مهم دینی با یكدیگر اختلاف دارند، در یك جا جمع شوند و با اصرار و تضرع به درگاه خداوند، از او بخواهند آن را كه بر باطل است، رسوا و مجازات كند. تفاوت میان مباهله و لعنت كردن آن است كه مباهله از شدت و تأكید بیشتری برخوردار است.


زمان و علت مباهله مسحیان نجران با پیامبر(ص)


برخی زمان آن را سال سوم هجری می­دانند؛ زیرا به اتفاق اكثر مفسران شیعه و سنی آیه 61 سوره آل ­عمران كه برای دعوت به مباهله است، در این سال نازل شده است و برخی وقوع آن را در سال نهم هجری «عام­الوفود» دانسته­اند كه پیامبر(ص) عازم مدینه شدند؛ اما قول اول صحیح­تر به نظر می­رسد.


از محتوای آیات 24ـ 19 آل ­عمران می­توان دریافت كه پیامبر(ص) برای تفهیم اینكه همه انبیاء در یك مسیر واحد بوده­اند و دین حق یكی است و اختلاف در ظاهر شرایع به دلیل تناسب آن با مراحل تكامل اندیشه بشری است و عیسی(ع) نیز بنده و فرستاده خداست، تلاش­های فراوانی كرد و موفق شد، عده­ای از آنان را به اسلام فرا خواند؛ اما عده­ای دیگر به مجادله و محاجه با پیامبر(ص) پرداختند و چون سخنان منطقی پیامبر(ص) در آنان اثر نكرد، به دستور خدا آنان را به مباهله فرا خواند.


مسیحیان نجران


نجران سومین شهر یمن در منطقه مرزی حجاز و یمن می­باشد، كه 73 دهكده داشت و تنها منطقه مسیحی­نشین و مركز صنعت نساجی در حجاز بود و چون نخستین ساكن آن نجران بن زید نام داشت، نجران نامیده شد. ساكنان این سرزمین را باقی مانده «اصحاب اخدود» دانسته­اند.


هیأت نمایندگان مسیحیان


هفتاد تن از صاحبنظران و نخبگان مسیحی كه سه تن از آنان رهبران مذهبی مسیحیت و در رأس هیأت بودند، وارد مدینه شدند
1ـ ابو حارثة ابن علقمه اسقف اعظم و نماینده رسمی كلیساهای روم و حجاز.
2ـ عبدالمسیح ملقب به عاقب كه در عقل و درایت شهرت داشت.
3ـ ایهم كه به او سید می­گفتند.


ماجرای مباهله


در سال سوم یا نهم هجری «عام­الوفود» پیامبر(ص) نامه­ای برای دعوت مسیحیان نجران به دین اسلام فرستاد.
بزرگان مسیحی نجران، پس از مذاكرات طولانی به نتیجه مشخص نرسیده و تصمیم گرفتند، پس از دیدار پیامبر(ص) راه حل مناسبی بیابند.


آنان با لباس­های فاخر ابریشمی و انگشتر طلا به دست بر پیامبر(ص) در مسجد وارد شدند. پیامبر(ص) با آنان سخن نگفت. آنان در جستجوی علت این رفتار، نزد علی(ع) راهنمایی شدند. حضرت فرمود: «با همان لباس­های سفر، نزد پیامبر(ص) روید». آنان چنین كردند و هنگام ملاقات با پیامبر(ص)، ایشان فرمود: «به خدا سوگند! بار نخست شیطان همراهتان بود».


هنگام گفتگو با پیامبر(ص)، آنان ابتدا درباره ماهیت عیسی(ع) سؤال كردند. پیامبر(ص) از ایشان به عنوان بنده و پیامبر(ص) خدا یاد كرد.


آنان شگفت زده پرسیدند چگونه ممكن است در حالی كه همه آدمیان پدری دارند و عیسی(ع) بدون پدر به دنیا آمده است؟


پیامبر(ص) فرمود: «آدم از خاك و بدون پدر آفریده شد، آفرینش عیسی(ع) نیز همانند آفرینش آدم، بدون پدر و از نفخه روح­القدس می­باشد


مسیحیان كه قائل به ربوبیت حضرت عیسی(ع) بودند و او را فرزند خدا می­دانستند، از پاسخ به این استدلال درمانده و به انكار شدید آن پرداختند. تا آنجا كه پیامبر(ص) از رفتار آنان به ستوه آمد. سپس به فرمان خداوند آنان به مباهله دعوت شدند: «هرگاه بعد از علم و دانشی كه (درباره مسیح) به تو رسیده (باز) كسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»


فردای آن روز 24 یا 25 ذی­الحجه دو طرف در بیابانی اطراف مدینه گرد آمدند.


پیامبر(ص) همراه امام علی(ع) كه حسنین(ع) پیش روی آنها و فاطمه(س) پشت سر حضرت بود، همگی در جایگاه خویش و در زیر یك چادر قرار گرفتند. پیامبر(ص) فرمود: «بارالها! اینان اهل بیت من هستند.»


مسیحیان نجران نیز كه برخی فرزندان خود را همراه آورده بودند و در مقابل آنان استقرار یافتند. بزرگان مسیحی چون عزیزترین اشخاص پیامبر(ص) را همراه او دیدند به قوم خویش گفتند: «ما صورت­هایی را می­بینیم كه اگر از خدا درخواست از جا بركندن كوه­ها را كنند، چنین خواهد شد. هرگز با آنان مباهله نكنید كه به خدا سوگند او همانند پیامبران به مباهله نشسته است كه اگر چنین كنید هلاك خواهید شد و تا قیامت، مسیحی­ای بر روی زمین باقی نخواهد ماند.»


از این‌رو از مباهله امتناع كرده، عده­ اسلام آوردند و عده­ای به دادن جزیه راضی شدند. برخی این تصمیم را ناشی از ظهور نشانه­های عذاب دانسته­اند.


پیامبر(ص) پس از پشیمانی آنان از مباهله فرمود: «به خدا سوگند اگر مباهله می­كردم، تمام این بیابان پر از آتش می­شد و در دم هلاك می­شدید.»


مسیحیان موظف شدند، به عنوان جزیه سالیانه دو هزار دست لباس به مسلمانان بدهند.


جریان مباهله نقطه عطفی در تاریخ اسلام محسوب می‌شود


 چرا که در آن روز بار دیگر نور اسلام در آفاق هستی درخشیدن گرفت و عالمیان در سال نهم هجرت، حقانیت نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و منزلت اهل بیت آن حضرت را برای چندمین بار به نظاره نشستند و روز مباهله، به عنوان یکی دیگر از روزهای جشن و پیروزی و روز دعا وشکرگزاری در تاریخ اسلام ثبت شد. در این نوشتار، به برخی از دست آوردها و آموزه‌های حیاتبخش جریان مباهله می‌پردازیم:


 
سند حقانیت شیعه


نزول آیه مبارکه مباهله، واضحترین دلیل بر فضیلت و عالی ترین مدرک برای حقانیت باورهای شیعه در مورد امامت و خلافت علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌باشد. در این آیه وجود مقدس امیرمؤمنان علی علیه السلام به منزله جان پیامبر شناخته شده است و این حقیقت غیرقابل انکار که از منظر تمام دانشمندان شیعه و اهل سنت جای تردید و شبهه در آن وجود ندارد - اثبات می‌کند که دومین شخص عالم امکان، علی علیه السلام است که شایستگی جانشینی حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله بعد از رحلتش منحصر در شخصیت وی می‌باشد.


شیخ مفید رحمه الله می‌فرماید: «خدای متعال در آیه مباهله حکم نموده است که علی علیه السلام جان رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌باشد، و از این حکم معلوم می‌شود که امیرمؤمنان علی علیه السلام به بالاترین درجه فضیلت و برتری نائل شده است و با پیامبر صلی الله علیه و آله در کمال و عصمت از گناهان مشترک است


این سخن شیخ مفید برگرفته از حدیث معروف مساوات است. اهل سنت این حدیث را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می‌کنند که فرمودند: هر کس می‌خواهد علم حضرت آدم و تقوا و فهم حضرت نوح و حلم حضرت ابراهیم و زهد حضرت یحیی و هیبت حضرت موسی و عبادت حضرت عیسی را ببیند، به علی بن ابی طالب بنگرد.


نزول آیه مبارکه مباهله، واضحترین دلیل بر فضیلت و عالی ترین مدرک برای حقانیت باورهای شیعه در مورد امامت و خلافت علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌باشد.


بر اساس این روایت، وجود امیرمؤمنان علی علیه السلام با تمام پیامبران الهی مساوی است.


علامه بزرگوار استاد محمدتقی جعفری در این زمینه می‌نویسد: «روایاتی متنوع در منابع اولیه اسلام، مخصوصا حدیث مقدس «مساوات امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام با رسولان الهی در امتیازاتی که خداوند سبحان به آنان عطا فرموده است»، به اضافه آیه مباهله که علی بن ابی طالب علیه السلام در آن نفس رسول اعظم صلی الله علیه و آله منظور شده است، با کمال وضوح اثبات می‌کنند که علی علیه السلام آن بزرگ بزرگان و آن یگانه نسخه انسان کامل  که پس از وجود نازنین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله نظیر او به عرصه هستی گام نگذاشته است  تجلی گاه نمونه همه امتیازات والای پیشوایان معصوم علیهم السلام می‌باشد.


در یکی از گفتگوهای امام رضا علیه السلام با مامون، آمده است که مامون از حضرت رضا علیه السلام پرسید: شما چه دلیلی بر خلافت جدتان علی بن ابی طالب بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله دارید؟! امام رضا علیه السلام فرمودند: «آیة انفسنا آیه مباهله.


شخصیت شناس پرتلاش، علامه سیدعلی اصغر بروجردی، در کتاب طرائف المقال در توضیح سخن امام رضا علیه السلام می‌نویسد: بدون تردید در صحنه مباهله به غیر از اصحاب کساء هیچ کس دیگر از مسلمانان حضور نداشت و اگر به غیر از علی علیه السلام مرد با فضیلت دیگری که به اندازه او در نزد رسول گرامی اسلام موقعیت و منزلت والائی کسب کرده بود وجود داشت، هیچ گاه پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را به جای او گزینش نمی‌کرد و یا حداقل به همراه علی علیه السلام او را نیز می‌آورد. اما آیه مباهله و شان نزول آن گواهی می‌دهد که علی علیه السلام شایسته ترین و بافضیلت ترین فرد در میان یاران پیامبر صلی الله علیه و آله بود.


سخن رسول گرامی اسلام در روز مباهله شاهد دیگری بر این مدعاست. آن حضرت هنگام مباهله با نصارای نجران با اشاره به علی علیه السلام فرمود: «اللهم هذا نفسی وهو عندی عدل نفسی پروردگارا این [علی] جان من است و او در نزد من معادل نفس من است.

برای همین بود که امیرمؤمنان علی علیه السلام در اوج مظلومیت خویش در ماجرای شورای خلافت، خطاب به اهل شورا با آیه مباهله احتجاج نمود. ابن حجر هیثمی از محدثان اهل سنت کلام علی علیه السلام، خطاب به اهل شورا را چنین نقل می‌کند: «انشدکم الله هل فیکم احد جعله الله نفس النبی، وابناءه ابناءه، ونساءه نسائه، غیری شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا به غیر از من در میان شما کسی هست که خداوند او را جان پیامبر و فرزندانش را فرزندان پیامبر و زنانش را زنان پیامبر قرار داده باشد؟!» همه یکصدا گفتند: نه; به غیر از تو چنین فردی را سراغ نداریم.


2- جلوه ای از عزت اسلام


ماجرای مباهله موجب شد تا عظمت و حقانیت اسلام بر تمامی مردم اثبات شده و صداقت گفتار رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ادعاهای وحیانی آن حضرت بیش از گذشته آشکار گردد. این واقعه یکی دیگر از دلائل نبوت و کرامتهای آن حضرت به شمار می‌آید. بی تردید مباهله، در تقویت ایمان مسلمانان و تضعیف روحیه منافقان و مخالفان تاثیری بسزا داشته است.


 
3- دلیلی بر فضیلت اهل بیت علیهم السلام


این آیه محکم ترین دلیل بر عظمت و فضیلت اهل بیت علیهم السلام می‌باشد. از دانشمندان اهل سنت، ابوالقاسم جار الله زمخشری صاحب تفسیر معروف کشاف می‌نویسد:


وفیه دلیل لاشی ء اقوی منه علی فضل اصحاب الکساء علیهم السلام وفیه برهان واضح علی صحة نبوة النبی صلی الله علیه و آله لانه لم یرو احد من موافق ولا مخالف انهم اجابوا الی ذلک در این آیه قوی ترین دلیل بر برتری اصحاب کساء علیهم السلام وجود دارد و در آن دلیل روشنی بر صحت پیامبری پیامبر صلی الله علیه و آله است چون هیچیک از مخالف و موافق روایت نکرده است که مسیحیان نجران مباهله (با پیامبر صلی الله علیه و آله) را پذیرفته باشند.


مسلم نیشابوری، عالم دیگر اهل سنت نیز در صحیح خود، در مورد شان نزول این آیه که فضیلت و منقبتی دیگر را برای اهل بیت علیهم السلام رقم زده است می‌گوید: هنگامی که آیه مباهله نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام را دعوت کرد و فرمود: پروردگارا! اینان اهل [بیت] من هستند.


شیخ مفید این گفته را چنین تکمیل نموده: «مباهله فضیلتی استثنائی برای اهل بیت علیهم السلام می‌باشد که هیچکس از امت اسلام در این فضیلت با آنان شریک نیست و همانند آنان نمی‌تواند باشد.


ماجرای مباهله موجب شد تا عظمت و حقانیت اسلام بر تمامی مردم اثبات شده و صداقت گفتار رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ادعاهای وحیانی آن حضرت بیش از گذشته آشکار گردد.


4- آشکار شدن ذلت دشمنان اسلام


ماجرای مباهله نشان داد که هر کس به هر عنوان با دین اسلام مخالفت نماید، دچار شکست و ذلت ابدی خواهد شد. و سرنوشت انسانهای لجوج و خودخواه که به هر بهانه ای از پذیرش حق و منطق صحیح سرباز می‌زنند، همانند نصارای نجران با خذلان و خواری توام خواهد شد، که وعده الهی حق است وپیروزی حق بر باطل از سنتهای تغییرناپذیر اوست. آنان آن چنان از عظمت روحی و معنوی پیامبر صلی الله علیه و آله مرعوب شده بودند که بدون لحظه ای درنگ از مباهله دست کشیده و در کوتاهترین مدت به خواسته های پیامبر صلی الله علیه و آله تن دادند و این مصداق همان آیه شریفه است که می‌فرماید: به زودی در دلهای کافران ترس و وحشت می‌افکنم. به همین جهت آنان هنگامی که چهره های مصمم و با اراده پیامبر صلی الله علیه و آله و همراهان را مشاهده کردند که چگونه به سوی محل مباهله قدمهای راسخ برمی دارند، اسقف نجران اظهار داشت: ای گروه نصارا! من چهره هایی را [که ایمان در سیمایشان موج می‌زند] مشاهده می‌کنم که اگر آنان از خداوند بخواهند که کوهی را از مکانش بردارد سریعا اجابت خواهد کرد. هرگز مباهله نکنید که نابود خواهید شد.


 
5- روز خجسته و مبارک


شکوه و عظمت حادثه مباهله آن روز تاریخی را به عنوان یکی از ماندگارترین روزهای تاریخ اسلام قرار داد و آن روز به عنوان روز جشن و شادی وشکرگزاری به درگاه حق و به عنوان یادآور عظمت اصحاب کساء در حافظه تاریخ ثبت شد. به همین جهت در روز 24ذی الحجه، همانند عید غدیر آداب ویژه ای منظور شده است که برخی از اعمال آن روز عبارتست از:


1. روزه گرفتن 2. غسل روز مباهله 3. به جای آوردن نماز مباهله 4. خواندن دعای آن روز 5. تصدق بر فقرا، به عنوان شکرگزاری 6. قرائت زیارت جامعه که جلوه هایی از عظمت اهل بیت علیهم السلام را بیان می‌کند.


6- تثبیت جایگاه اهل بیت علیهم السلام


واقعه مباهله موقعیت اهل بیت علیهم السلام را در جامعه بویژه در میان اندیشمندان مسلمان آن چنان استحکام بخشید که حتی تندروترین مخالفین آن بزرگواران نتوانسته‌اند از ذکر آن خودداری کنند و خداوند متعال به این وسیله حق را در زبان و قلم آنان جاری نموده است.


فخرالدین رازی صاحب تفسیر مفاتیح الغیب که در شبهه افکنی و تشکیک مواضع و باورهای کلامی شیعه گوی سبقت را از دیگران ربوده و هیچ موردی را در مسئله امامت بدون نقض رد نشده، هنگامی که به آیه مباهله می‌رسد حقیقت را چنین اظهار می‌دارد: رسول خدا صلی الله علیه و آله زمانی که به محل مباهله می‌آمد عبائی بافته شده از موی سیاه در بر کرده و حسین را بغل کرده و دست حسن را گرفته و فاطمه و علی علیهما السلام نیز از پشت سر آن حضرت می‌آمدند. در همان حال پیامبر به آنها سفارش کرد: «هنگامی که دست به نفرین بلند کردم شما آمین بگویید.» سپس پیامبر در همان نقطه مباهله، حسن و حسین و علی و فاطمه علیهم السلام را در زیر عبای خود گردآورده و آیه تطهیر را قرائت کرد و به این ترتیب اهل بیت خود را نیز معرفی نموده و عظمت و منزلت آنان را شناساند.
فخر رازی بعد از نقل این روایت می‌گوید: به اتفاق اهل حدیث و تفسیر این روایت صحیح است و هیچگونه تردیدی در صدور آن وجود ندارد.
او در ادامه می‌افزاید: همچنین این آیه دلالت می‌کند که حسن و حسین پسران رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند.


7- تداوم سنتهای پیامبران پیشین


مباهله همانند بسیاری از احکام و دستورات شریعت اسلام ادامه ادیان توحیدی پیشین می‌باشد. به همین جهت این سنت آسمانی و حرکت معنوی برای پیروان ادیان گذشته کاملا آشنا بود. همانطوری که ابوحارثه - اسقف بزرگ هیئت اعزامی - هنگام مشاهده پیامبر و همراهان در محل مباهله به دوستانش گفت: به خدا سوگند! او همانند پیامبران الهی به مباهله نشسته است.


 
8- شیوه مقابله با مخالفین


مباهله اهل بیت علیهم السلام، به مسلمانان آموخت که هرگاه مخالفین با منطق و دلیل قانع کننده به سوی صراط مستقیم هدایت نشدند و آنان به لجاجت پرداخته واز پذیرش حق امتناع ورزیدند با مباهله به مقابله برخیزند و در برابر دشمنان عنود، خود را عاجز و درمانده نشان ندهند. به همین سبب این شیوه در میان مسلمانان رایج بود.


هنگامی که در بامداد روز عاشورا یکی از دشمنان امام حسین علیه السلام به نام یزید بن مقعل به صحنه نبرد آمد، بریر از سوی امام مامور مقابله با وی شد. او خطاب به بریر گفت: ای بریر بن خضیر، کار خدا را چگونه می‌بینی؟ بریر گفت: به خدا سوگند برای من خوب است اما برای تو بد!


چرا دروغ گفتی، تو که در گذشته دروغگو نبودی، آیا به یاد داری که از عثمان بد می‌گفتی و معاویه را، گمراه و گمراه کننده می‌دانستی؟! و علی بن ابی طالب را امام برحق می‌شمردی؟!


- آری شهادت می‌دهم که عقیده من همان است و گواهی می‌دهم که تو از گمراهان هستی، آیا حاضری در این زمینه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگو قرار دهیم و قبل از مبارزه از خدا بخواهیم که آنکه حق است فرد گمراه و دروغگو را بکشد؟! هنگامی که یزید بن مقعل مباهله را پذیرفت آنان در پیشگاه دو لشگر به مباهله پرداخته و دست به نفرین برداشتند. سپس مبارزه را آغاز کردند، بعد از اندکی زد و خورد بریر بن خضیر که با اراده ای آهنین و ایمانی راسخ به دفاع از حضرت سیدالشهدا علیه السلام قیام کرده بود با ضربت شمشیر خویش به یزید بن مقعل پیروز شده و او را به خاک مذلت نشاند.


مباهله نه تنها در صحنه های مبارزات اعتقادی و اصول دین کاربرد دارد بلکه در فروعات فقهی نیز بابی به همین نام وضع شده است که مربوط به اختلافات و مشکلات خانوادگی است.


این نوع مباهله که مورد بحث فقهای اسلامی می‌باشد در متون فقهی به نام باب «لعان» معروف است. اساسا مباهله نوعی نفرین طرفینی است و این گذشته از اینکه در سطح عمومی با غیر مسلمانان انجام می‌شود. در مسائل خصوصی و خانوادگی نیز اگر کار به منازعه ومشاجره بکشد یکی از راهکارهای آن مباهله می‌باشد. هنگامی که مردی همسر خویش را به عمل نامشروع متهم کند و یا بخواهد فرزندی را از خودش نفی کند از مباهله و ملاعنه استفاده می‌شود. مبنای این نوع مباهله در آیات 6 تا 10 سوره نور است و شرایط و کیفیت آن نیز در منابع فقهی آمده است. 

پربیننده ترین ها
آخرین اخبار