ریشه‌های مخالفت با اجباری شدن واکسن کرونا
ابراهیم اخلاصی بررسی کرد
یک استاد دانشگاه معتقد است: «موفقیت هرگونه اقدام در زمینه واکسیناسیون مولود عقلانیت بین‌الاذهانی، مشارکت مسئولائه هنجارفرستان و صاحب‌­نظران علوم اجتماعی و پزشکی، و نقش‌­آفرینی عالمان دینی، ذیل ملاحظات گوناگون ناظر به وجوه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پاندمی کرونا و اقتضائات همبسته با آن خواهد بود.
کد خبر: ۲۶۵۹۰۶
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۵:۰۳

صدای ایران - یک استاد دانشگاه معتقد است: «موفقیت هرگونه اقدام در زمینه واکسیناسیون مولود عقلانیت بین‌الاذهانی، مشارکت مسئولائه هنجارفرستان و صاحب‌­نظران علوم اجتماعی و پزشکی، و نقش‌­آفرینی عالمان دینی، ذیل ملاحظات گوناگون ناظر به وجوه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پاندمی کرونا و اقتضائات همبسته با آن خواهد بود. اقناع اجتماعی در بحث واکسیناسیون در گرو ایجاد فرصت یکسان جهت طرح دیدگاه‌های گوناگون، اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی فراگیر، تمهید بسترهای سخت‌افزاری لازم و در نهایت، رقم زدن اعتماد حداکثری اقشار مختلف اجتماعی به واکسیناسیون، به منطور تثبیت و نهادینه شدن ضرورت واکسیناسیون، به‌عنوان یک اصل بهداشتی، اخلاقی، قانونی، حقوقی، و دینیِ ناظر به خیر عمومی شهروندان جامعه می باشد. عدم توفیق متولیان و نظام بهداشتی و درمانی کشور در ایجاد اقناع اجتماعی، موجد نارضایتی مردم و تحمیل هزینه‌های بیشتر بر جامعه خواهد بود.»

عدم اقبال به واکسیناسیون در آیینه آمار و ارقام
مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در تاریخ ۲۱ تا ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۰، نظرسنجی را در سطح ملی در خصوص بحث واکسیناسیون کرونا و دلایل عدم تمایل به دریافت واکسن از سوی شهروندان انجام داد. نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد، ۱۴.۲ درصد از شهروندان بالای ۱۸ سال کشور، اصلاً تمایلی به زدن واکسن ندارند. اعتماد نداشتن به واکسن‌های کرونا (۳۰.۱ درصد) و ترس از عواقب ناشی از تزریق واکسن (۲۹.۴ درصد) بیشترین دلیل عدم تمایل به دریافت واکسن از سوی این افراد عنوان شده است.

البته عدم تمایل به دریافت واکسن در میان گروه‌های مختلف، متفاوت است. مردان (۱۷.۲ درصد) بیشتر از زنان (۱۱.۳ درصد) گفته‌اند که تمایلی به واکسن زدن ندارند. عدم تمایل به دریافت واکسن در گروه سنی زیر ۵۰ سال (۱۷ درصد) نیز به طرز قابل توجهی بیش از گروه سنی بالای ۵۰ سال (۷ درصد) است.

لازم به ذکر است که پیش از این پویش‌هایی نیز در اعتراض به اجباری بودن واکسن کرونا در کشور شکل گرفته و برخی تجمعات در برابر نهادهای مختلف انجام گرفته است. مسئولان وزارت بهداشت در واکنش به این افراد گفته اند به زودی ارائه برخی خدمات شهروندی تنها با ارائه کارت واکسن کرونا انجام خواهد شد و لذا همه باید واکسن بزنند.

ریشه‌های مخالفت با اجباری شدن واکسن کرونا در ایران چیست؟

در این باره دکتر ابراهیم اخلاصی، عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی طی گفتگوی تفصیلی با رسانه تحلیلی دانشگاه علامه طباطبائی (عطنا)، اظهار داشت: «بحث کرونا و پاندمی شدن این بیماری از نقطه نظرات مختلف قابل تحلیل و بررسی است. ما از مدخل‌های نظری مختلف می‌توانیم به این بحث ورود کنیم که هر کدام از این نقاط عزیمت مبتنی بر پنداشت‌ها و پیش‌­فرض­‌های خاص خود هستند. وجود پیش‌­فرض‌­های متفاوت، نوع فهم از بیماری و چگونگی مواجهه با آن را از خود متأثر می­‌سازند. از حیث تحولات و تطورات پزشکی، پاندمی کرونا در هنگامه فعلی به مثابه یک استثنا بر قاعده، در جریان گذار از بیماری‌های مسری و قرار گرفتن در مرحله بیماری‌های مزمن، خوانش می­‌شود.»

وی ادامه داد: «بیماری‌های مزمن، ناظر به دسته­‌ای از بیماری‌هاست که یا درمان‌ناپذیرند، یا درمان آن­ها به سختی انجام می­‌شود و به‌­هر حال، فرد بیمار باید تا آخر عمر با بیماری زندگی کند و به نحوی از انحاء با آن سازگار شود.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «به لحاظ تاریخی، بشر تجربه انواع بیماری‌های واگیردار مانند آبله، طاعون و امثالهم را پشت سر گذاشته است که در این میان، پزشکی مدرن از طریق رهیافت‌های نوین، و از جمله واکسیناسیون، به مهار آن­ها پرداخت و در این زمینه موفق ظاهر شد؛ این در حالی است که سنت زیست‌­پزشکی به­‌واسطه کثرت و تنوع زمینه‌­ها و عوامل ساختاری و اجتماعی مؤثر در بروز بیماری‌های صعب العلاج و عارضه‌های معطوف به سبک زندگی، از موفقیت مشابه با آن­چه در مواجهه با بیماری­­‌های مسری شاهد آن بوده‌ایم، برخوردار نبوده است و اتفاقاً، همین عدم توفیق نسبی، موجد برانگیخته­‌شدن نقدهای متعدد به رویه‌های تشخیصی و درمانی مندرج در زیست­‌پزشکی و همزمان، شکل­‌گیری زمینه­‌های اجتماعی و فرهنگی مناسب برای ظهور و بازتولید انواع دیگر گفتمان­‌های تشخیصی و درمانی، ذیل عنوان طب مکمل، طب گیاهی، طب سنتی، طب ایرانی و امثال آن گردیده است.»

اخلاصی ادامه داد: «در زمینه و زمانه‌ای واقع شده‌­ایم که در شرایط فراوانی و محوریت انواع گوناگون بیماری‌های مزمن، به ناگهان، کرونا در مقیاس جهانی پاندمیک می شود. سؤال مهم این است که آیا شیوع کرونا را باید نوعی استثناء عارض­‌شده بر مدخلیت بیماری­‌های مزمن در نظر بگیریم، یا این که آن را به عنوان سرآغاز تغییر‌ جهت و حرکت سینوسی جدید فهم نماییم؟ به نظر من کمی قضاوت در این باره زود است؛ ما در زمان اکنون زندگی می­‌کنیم و هنوز نیاز به فاصله‌­گیری زمانی بیشتر با لحظه اکنون تاریخی، و بهره‌­برداری از تجربه انباشته در این راستا هستیم تا بتوانیم شیوع کرونا را به عنوان نوعی استثناء بر قاعده و یا به مثابه آغازی جدید در جریان تغییر و تطورات تاریخ پزشکی قلمداد نماییم.»

واکسیناسیون در جامعه شبکه­‌ای امروز
وی به دنبال مقدمه فوق، به تأکید بر این گزاره پرداخت که «نمی‌توانیم فهم خود از اقبال عمومی به واکسیناسیون یا مقاومت در برابر آن را مستقل از  مختصات جامعه شبکه­‌ای صورت‌بندی کنیم. در جامعه شبکه‌ای افراد، گروه‌ها، گفتمان‌ها و‌ جریان‌های مختلف ارتباط تنگاتنگ و چندسویه با هم دارند و مناسبات فردی و اجتماعی، بر خلاف گذشته، از حالت انقطاعی، جزیره­‌گون و ایزوله خارج گشته­‌اند. علی­‌القاعده، جامعه شبکه‌­ای و آورده­­‌های فناورانه مندرج در آن، به‌­ویژه ابزارهای رسانه­‌ای، انگاره‌­های ذهنی و پیامدهای کنشی مختلف را پیرامون صدر تا ذیل بیماری کرونا و متعلقات آن، از جمله واکسيناسيون رقم می‌­زنند.»

وی ادامه داد: «مناسبات جامعه شبکه­‌ای مراتبی از فرصت­‌ها، تهدیدها، مضیقه‌­ها و گشایش‌­ها را برای انواع انگاره‌­سازی­‌های مختلف فهم بیماری کرونا و کیفیت مواجهه با آن در دست شهروندان قرار داده‌­اند و کنش­گران اجتماعی حسب نوع بازخورد، واجد پنداشت مشخصی از واکسیناسیون می­‌گردند، که آنان را در موضع مقاومت، یا همسویی با واکسیناسیون قرار می‌­دهد. نقد واکسیناسیون اجباری و اتخاذ رویکردهای ناظر به مخالفت یا نافرمانی در برابر آن امکان جدیدی است که ذیل مناسبات جامعه شبکه‌­ای در اختیار منتقدان و گفتمان­‌های غیرهمسو با واکسیناسیون قرار گرفته است.»

اخلاصی با اشاره به این که اگر واکسیناسیون به­‌مثابه گفتمان، مشتمل بر گفتارها و رویه‌­های کنشی مشخص، در نظر گرفته شود، در آن صورت، موفقیت در مواجهه گفتمانی آن با دیگر گفتمان­‌های رقیب، در قالب کسب توانایی لازم در کسب استیلاء، تغلب حداکثری و به­‌حاشیه بردن دیگری­‌ها رقم می­‌خورد. به‌موجب شرایط جدید برآمده از این سنخ مواجهه موفقیت‌­آمیز گفتمانی، پروژه واکسیناسیون حداکثری در قامت مجموعه‌­ای از گفتارها و کردارهای موفق در به انقیاد کشیدن پاندمی کرونا در سطح اجتماعی ساری و جاری و مورد اقبال جامعه واقع می­‌شود.»

خدشه معرفت­‌شناختی به پوزیتیویسم وجه اشتراک غالب گفتمان­‌های منتقد واکسیناسیون است
اخلاصی در ادامه پیرامون این موضوع که عده‌­ای کاهش اعتبار علم تجربی در دنیا را عامل عدم تمکین مردم نسبت به علم و مخالفت آن­ها با واکسیناسیون اجباری کرونا می­‌دانند اظهار داشت: «بر اساس نوع مباحث مطروحه در فلسفه علم، رویکردهای پوزیتویستی، از جمله پارادایم زیست‌پزشکی، در مقایسه با گذشته از حجیت و قطعیت کمتر برخوردار گشته­‌اند. از منظر جامعه‌­شناختی، متأثر از مناسبات و گشایش­‌های رسانه‌­ای موجود در جامعه شبکه­‌ای این سنخ تردیدافکنی ها از حصر نهاد آکادمی و محافل تخصصی خارج و در متن زندگی روزمره حک و جایابی شده­‌اند. تزاید و تنوع دامنه تردیدهای عارض بر قطعیت پیشین علوم تجربی، هم از مدخل آموزه­‌های سنت و هم از منظر رویکردهای پست‌­مدرنی، در بروز پاره­‌ای مقاومت­‌ها در برابر پروژه واکسیناسیون جامعه بی­‌تأثیر نبوده است. در مجموع، بسیار بعید است بتوان تأثیرات حاصل از همگانی شدن و گسترش نگاه­‌های پست مدرنی به ساحت علم را در تعمیق مقاومت فوق­‌الذکر نادیده گرفت.»

اخلاصی سپس در نقد همزمان پوزیتیویسم و پست‌مدرنیسم به ذکر خاطره­‌ای در این‌­باره پرداخت و اظهار داشت: «خیلی برای من جالب است کسانی که تا قبل از کرونا هر واقعیتی را صرفاً برساخته ذهنی تلقی می‌کردند و شدیداً وجود واقعیت مستقل از ذهن را رد و نفی می­‌کردند، در جریان مناسبات کرونایی اخیر، نسبت به مراتبی از این سنخ مواضع نسبیت­‌گرا تلویحاً و یا تصریحاً تجدیدنظر کرده‌­اند، فقط به این اعتبار که احتمالاً خود را به طور مستقیم در تیررس کرونا موقعیت‌­یابی می‌­نمایند و مرگ بیش از هر زمان دیگر، در جریان زندگی روزمره برای آن­ها رؤیت‌پذیر شده است.»

وی ادامه داد: «اینجانب به عنوان جامعه شناس، هم پوزیتیویسم افراطی، با دال مرکزی حصر واقعیت به محسوسات و هم نوع نگاه پست‌­مدرن، دال بر تقلیل هر واقعیت متصور به برساخت ذهنی، فرهنگی و سیاسی را نقد می­‌کنم و صریحاً با آن مخالفت می‌­کنم؛ اگر اولی در قامت گفتمان مسلط زیست­‌پزشکی، وجوه فراجسمانیت و فرازیستی انسان را وقع نمی­‌نهد، دومی وجه مسلط پارادایم امروزین مطالعات فرهنگی و اجتماعی را از آن خود ساخته است و هر واقعیتی را برساخته تاریخی و فرهنگی قلمداد می­‌کند و اینگونه در شیپور نسبیت بی قدوقواره دمیدن می­‌گیرد.»

این استاد دانشگاه افزود: «احتمالاً، رئالیسم انتقادی را بتوان مفر مناسب برای برون­‌شد از این قبیل دوتایی­‌ها و بلکه افراط و تفریط­‌ها مورد توجه قرار داد؛ بدین معنا که واقعیت عنداللزوم حصر به محسوسات انگاشته نشود و هر واقعیتی تحویل به برساخته ذهنی و فرهنگی نگردد؛ و در عین حال، از این بیان، نفی مطلق وجود انواع گوناگونی از برساخته­‌های فرهنگی و سیاسی مندرج در اطراف و اکناف ما نیز مستفاد نشود.»

کرونا با خارج نمودن بیماری از حصر امر زیستی، بر رویکردهای تک خطی خط بطلان کشید
اخلاصی در ادامه بیان کرد: «کرونا وجوه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد و هر نوع مواجهه با آن، قطع نظر از مؤلفه­‌های یاد شده، محکوم به شکست است.»

وی به استناد یکی از شنیده‌­هایش پیرامون وجوه اقتصادی کرونا اظهار داشت: «فردی در مقام مخالفت با قرنطینه خانگی به من گفته بود اگر در خانه بماند و کار نکند، از فقر و فاقه قطعاً خواهد مرد؛ اما اگر برای کار و تأمین معاش به بیرون از خانه برود و کار کند احتمال دارد که بمیرد. چنین فردی، به­‌ناچار کار با هدف تأمین اقتصاد را انتخاب خواهد کرد.»

این جامعه‌شناس در مورد وجه فرهنگی کرونا افزود: «شما صحبتی را مطرح می کنید که ممکن است سخنان شما با پنداشت­‌ها و انگاره­‌های دینی و فرهنگی جامعه یا بخشی از آن­ها تداخل و تنافر داشته باشد. پس اگر نوع صحبت شما به گونه‌­ای صرف نظر از ملاحظات فرهنگی و دینی جامعه صورت­‌بندی گردد، قطعاً ایجاد مقاومت امر دور از انتظار نخواهد بود. بدین­‌سان، پرداختن به به رتق‌­و­فتق امور ناظر به بیماری کرونا، و متعلقات آن، از جمله رعایت پروتکل­‌های بهداشتی و واکسیناسیون، از موضع برتر دفاع­‌ناپذیر می­‌نماید. به طور متقابل، در جریان پرداخت معقولانه به ابعاد و اضلاع پیدا و پنهان کرونا، تنها آن دسته از مواجهاتی می­‌توانند مؤثر به اثر و مفید به فایده واقع باشند که برآمده از گفت­‌و­گوهای متقاطع و چندسویه، اجماع حداکثری ذینفعان مختلف و همراه ساختن آن‌ها با اقتضائات برآمده از کرونا ذیل پیوست­‌های فرهنگی ذیربط باشند.»

وی افزود: «مواجهه با هر امری، از جمله کرونا مستلزم کاربست نگاه­‌های چندسطحی و لایه­‌مند است و مشارکت کنشگران اجتماعی و دینفعان مختلف در این کار از ضرورت تام برخوردار است، به وجهی که در نبود مشارکت حداکثری، هرگونه برنامه و پروژه­‌ای محکوم به شکست خواهد بود‌.»

شنیدن صدای مخالف، همبسته با کاهش مقاومت در برابر واکسیناسیون است
اخلاصی در رابطه با تقابل دوگفتمان طب مدرن و سنتی در جامعه ایران، اظهار داشت: «قطعا بخشی از مقاومت‌ها در برابر واکسیناسیون ناشی از تقابل­‌های گفتمانی و سنت­‌های درمانی مختلف است که تنها محدود به ایران نبوده و در دیگر جوامع نیز حضور فعال دارند. در حوزه پزشکی، گفتمان­‌های مختلف وجود دارند، اما در این میان، گفتمان زیست‌­پزشکی، گفتمان مسلط و غالب زمانه ما را در حوزه بهداشت و درمان تشکیل می­‌دهد. در سایر گفتمان­‌های سلامت و درمان، نوع فهم، تعریف، پنداشت از بیماری و مواجهه با آن، با نوع تلقی مندرج در سنت زیست‌­پزشکی به‌­مراتب متفاوت است. برنامه‌­ریزان و سیاست­‌گذاران اجتماعی باید در موضع سیاست‌گذاری، برنامه­‌ریزی و اقدام برای واکسیناسیون، وجود انواع دیگر از گفتمان‌­های طبی را مفروض دانسته، و نوع عملکرد خود را با عطف به حضور آن­ها صورت‌­بندی نمایند.»

وی افزود: «ما باید مراتبی از گفتمان‌های مختلف را به رسمیت بشناسیم زیرا به هرحال به راحتی نمی‌توان یک گفتمان را سرکوب و منسوخ کرد یا آن را نادیده گرفت. بر این اساس، همزمان با تلاش برای تثبیت حاکمیت گفتمان موردنظر، به گفتمان­‌های دیگر نیز توجه کنیم و مراتبی از گفتارها و کردارهای مندرج در آن­ها را به عنوان وجوه مکمل مورد استفاده قرار دهیم و بلکه آن­ها را مصادره به مطلوب نماییم. شنیدن سایر صداهای مخالف و مواجهه اقناعی و گفت‌­و­گویی با آن­ها کاهش انواع مقاومت‌­های احتمالی در برابر واکسیناسیون را به همراه دارد.»

اقناع اجتماعی و گفت­‌و­گوهای چند سویه در متن پروژه واکسیناسیون ملی نهادینه شود
این جامعه‌شناس اظهار کرد: «ایجاد پاره‌­ای محدودیت­‌های اجتماعی تدریجی و هوشمند برای مقاومت‌­کنندگان در برابر واکسیناسیون، عاملی مهم در سوق دادن افراد به سمت واکسیناسیون جامعه محسوب می­‌شود، اما همان­گونه که قبلاً عرض کردم، این سنخ از مواجهه نباید از موضع قهری و تحکم‌­آمیز به عنوان یک اصل برجسته شود؛ بلکه به طور متقابل، لازم است در کنار ایجاد زیرساخت­‌های فنی و بهداشتی، گفت‌­وگو و بهره‌­گیری از مناسبات رسانه­‌ای، آگاهی­‌بخشی متناسب با گروه­های مختلف اجتماعی، اطلاع رسانی دائم با هدف ایجاد اقناع حداکثری، و ضرورت­‌آفرینی معقول مبتنی بر دفاع از حقوق عامه، به­‌عنوان محورهای اصلی پروژه واکسیناسیون ملی در دستور کار قرار داده شود. استفاده از تعابیر زمخت، نظیر اجباری کردن واکسیناسیون، به اعتبار قرار گرفتن در تعارض با اراده و عاملیت کنشگران اجتماعی، موجد مقاومت و بالا رفتن هزینه­‌های حاصل از نظارت­‌های اجتماعی بازدارنده و امثال آن می‌­شود.»

اخلاصی افزود: «باید اول اقناع و اطلاع­‌رسانی­‌های عمومی متناسب با افراد جامعه صورت گیرد‌ و استدلال­‌های متناسب با جریانات، گروه­ها و اقشار مختلف اجتماعی در بحث ضرورت واکسیناسیون در حوزه عمومی جامعه به بحث و گفت­‌وگو گذاشته شوند. در کنار استدلال­‌ها و اقناع برآمده از آن­ها، بحث اجباری شدن واکسيناسيون صرفاً در حکم استثناء بر قاعده، آن هم از موضع دفاع از حقوق عامه و با شیب تدریجی و ملایم به اجراء درآورده شود.»

موفقیت واکسیناسیون در گرو تعمیق اعتماد نهادی کنشگران اجتماعی است
اخلاصی در خصوص عملکرد دولت و وزارت بهداشت در موضوع واکسیناسیون کرونا اظهار داشت: «در رسانه­‌ها و شبکه­‌های اجتماعی غالباً برداشت‌­ها و روایت­‌های ضد و نقیض پیرامون کرونا، واکسیناسیون و مضار و منافع آن در دسترس کاربران و طیف گسترده­‌ای از جمعیت جامعه قرار گرفته­ است. این صداهای مختلف بر خلاف گذشته، دیگر قابل کانالیزه شدن نیستند؛ رقابت گفتمان‌­های گوناگون و جولان آن­ها بر گفتار و کردار کنشگران اجتماعی، می­تواند در تکوین حیرانی و تردید در میان کنش­گران اجتماعی ایفای نقش نماید. واقعیت اخیر، ضرورت مبتنی ساختن برنامه­‌ها، و آموزش­‌های رسانه ملی بر مسلمات و بدیهیات یقینی ناطر به کرونا و واکسیناسیون را کاملاً دوچندان نموده است. ترویج بدیهیات و یقینیات کرونایی و واکسیناسیون به سنخ­‌های مختلف مخاطبان از سوی رسانه ملی از جمله مهم­ترین مقدمات واجب در ایجاد اقناع اجتماعی پیرامون مباحث ناظر به کرونا و واکسیناسیون خواهد بود.»

وی ادامه داد: «متأسفانه اکنون ما کمتر شاهد چنین رویکردی در رسانه ملی هستیم. با این که از حیث تئوریک معتقد به چندصدایی هستم، اما آن چیزی که در بحث بسیار مهم واکسیناسیون، به این اعتبار که ارتباط مستقیم با مرگ و زندگی مردم دارد، لازم است مبنای عمل قرار داده شود، ترویج همگانی حداقل‌­ها و بدیهیات ذیربط با کرونا و واکسیناسیون و دوری‌­گزینی از پرداختن به حواشی متعارض با مسلمات موضوع است؛ به همین دلیل، اظهارنظرها و کردارهای متباین با بدیهیات کرونایی نباید محلی از اِعراب در رسانه ملی داشته باشد. طرح این قبیل گفتارها و کردارهای شاذ در رسانه ملی می تواند موجد تضعیف اعتماد نهادی به مجموعه وزارت بهداشت و درمان گردد و متعاقباً، سلامتی و جان مردم را تحت الشعاع خود قرار دهد.»

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پربیننده ترین ها