کد خبر: ۸۱
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۲
مرا

تو

بی سببی نیستی

به راستی

صلت کدام قصیده ای ای غرل؟

ستاره باران جواب کدام سلامی

به آفتاب

از دریچه تاریک

کلام از نگاه تو شکل می بندد

خوشا نظر بازیا که تو آغاز میکنی!

پس پشت مردمکانت

فریاد کدام زندانیست

که آزادی را

به لبان بر آماسیده

گل سرخی پرتاب میکند

ورنه این ستاره بازی

حاشا

جیزی بدهکار آفتاب نیست

نگاه از صدای تو ایمن می شود

چه مومنانه نام مرا آواز میکنی

و دلت،

کبوتر آشتی است

در خون تژیده

به بام تلخ.

با این همه

چه بالا

چه بلند

پرواز میکنی!

احمد شاملو
سپه 97 صفحه خبر
ونا صفحه خبر
پرشیا دایجست صفحه خبر
سپه 97 صفحه خبر
ونا صفحه خبر
پرشیا دایجست صفحه خبر
سپه 97 صفحه خبر
ونا صفحه خبر
پرشیا دایجست صفحه خبر
پربیننده ترین ها
سپه 97 صفحه خبر
ونا صفحه خبر
پرشیا دایجست صفحه خبر
سپه 97 صفحه خبر
ونا صفحه خبر
پرشیا دایجست صفحه خبر
سپه 97 صفحه خبر
ونا صفحه خبر
پرشیا دایجست صفحه خبر
سپه 97 صفحه خبر
ونا صفحه خبر
پرشیا دایجست صفحه خبر