کد خبر: ۱۴۴
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۰۲
میگویند چند صد سال پیش، در اصفهان مسجدی می ساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام می دادند.

 پیرزنی از آنجا رد می شد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: «فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه!»

کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: «چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید.»

در حالی که کارگران با چوب به مناره فشار می آوردند، معمار مدام از پیرزن می پرسید: «مادر، درست شد؟!»

مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: «بله! درست شد! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت.»

کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن به مناره ای که اصلاً کج نبود را پرسیدند. معمار گفت: «اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت می کرد و شایعه پا می گرفت، این مناره تا ابد کج می ماند و دیگر نمی توانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم. این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم!»
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
تجارت صفحه خبر
بانک شهر صفحه خبر
اقتصاد نوین صفحه خبر
تجارت صفحه خبر
بانک شهر صفحه خبر
اقتصاد نوین صفحه خبر
تجارت صفحه خبر
بانک شهر صفحه خبر
اقتصاد نوین صفحه خبر
پربیننده ترین ها
تجارت صفحه خبر
بانک شهر صفحه خبر
اقتصاد نوین صفحه خبر
تجارت صفحه خبر
بانک شهر صفحه خبر
اقتصاد نوین صفحه خبر
تجارت صفحه خبر
بانک شهر صفحه خبر
اقتصاد نوین صفحه خبر
تجارت صفحه خبر
بانک شهر صفحه خبر
اقتصاد نوین صفحه خبر